تبلیغات
متن كتاب های آموزشی

متن كتاب های آموزشی
همیاری 

آموزش موسیقی در مدارس ابتدایی

نویسندگان: سودابه سالم – آیت الله محمدپور

 

پیشگفتار

          هنر زبان عشق و عشق آغاز شناخت خویش و خداست و عجیب تر این كه شناخت خدا نیز، اوج قله عشق است. پس كمال آدمی با عشق است. پس كمال آدمی با عشق است. اشتیاق وافر به مركز هستی، آن حقیقت اعلاست كه روح، روان پندار، كردار، گفتار و آرزو را معنا می بخشد و انسان به كیمیای آن تمامیت خود را باز می یابد و یكپارچه معنوی و اخلاقی می شود. آن چه چنین عشقی با آدمی می كند آرمانی است كه همه دستگاه های تعلیم و تربیت برای تحقق آن شكل گرفته اند. از این رو هنر كه تجلیات عشق را عینیت می بخشد در تعلیم و تربیت اسلامی سابقه ای چشمگیر دارد و هنر اسلامی همه شئون زندگی را قلمرو خویش قرار داده است. هنر روح سیالی است كه در سرشت زندگی رخ نمایانده و در همه ی پیشرفت های بشری جلوه گر است.

          با این اوصاف اهمیت هنر و كاربرد آن در تعلیم و تربیت آن چنان كه باید مورد توجه قرار نگرفته است و یك دلیل بر این مدعا این است كه در محتوای آموزش های معلمان حتی به قدر لازم به این امر پرداخته نشده است، حال این كه این موضوع آن قدر موثر و مهم است كه باید در حد كافی به آن توجه شود. اگر هنر در تعلیم و تربیت به طور عام اثرگذار است در تربیت بدنی و معنوی و اخلاقی به طور خاص اثر می گذارد و لازم است با بهره گیری از آن در روش ها، مواد و تجهیزات آموزشی و پرورشی زمینه تحقق تربیت كامل را فراهم كرد.

          دفتر آموزش و پرورش ابتدایی به عنوان یك راه حل موردی برای افزایش دانش و مهارت معلمان ابتدایی در زمینه هنر، اقدام به تهیه و انتشار 8 جلد كتاب تحت عناوین ذیل كرده است:

-         آموزش هنر در مدارس دوره ی ابتدایی (مبانی نظری، رویكردها و ویژگی ها)

-         آموزش نقاشی در مدارس دوره ی ابتدایی

-         آموزش موسیقی در مدارس دوره ی ابتدایی

-         آموزش حجم سازی در مدارس دوره ی ابتدایی

-         آموزش نمایش و بازی خلاق در مدارس دوره ی ابتدایی

-         آموزش شعر، قصه گویی و قصه خوانی در مدارس دوره ی ابتدایی

-         نقش طبیعت در آفرینش های هنری كودكان و تاثیرات آن در تربیت حواس

امید می رود معلمان با مطالعه این خودآموزها بتوانند از هنر در آموزش و پرورش كودكان میهن اسلامی به طور موثری استفاده كنند. هر چند كه حق هنر بیش از این هاست و باید از طریق آموزش های ضمن خدمت و بازنگری محتوای دوره های تربیت معلم بیش از پیش به آن پرداخت.

عباس حاجی آقالو

مدیر كل دفتر آموزش و پرورش ابتدایی (پاییز 82)

 

مقدمه

جهان امروز دستخوش تغییرات شگرف و تحولات بنیادین است. تاثیر تحولات در عرصه های گوناگون علمی لحظه به لحظه صورت دنیای اطراف را دیگرگون می سازد.

          سلطه ی رسانه ها و تبلیغ به مصرف انبوه تولیدات فرهنگی و غیرفرهنگی كه با طراحی بسیار پیچیده همراه است؛ قدرت انتخاب را از كودك سلب كرده، سلیقه ها را در درازمدت تحت كنترل تولید كنندگان درمی آورد. اگر صد سال پیش پدیده ی كلاس و تخته و معلم یك پدیده ی مدرن تلقی می شد؛ امروز ما در عرصه های گوناگون با فناوری آموزش روبرو هستیم. در جریان این گسترش روز افزون فناوری در حیطه های گوناگون زندگی، نمی توان خود را چون قبیله ای بدوی از آن دور نگه داشت بلكه ناگزیر باید در این عرصه پا گذاشت و ابتكار عمل را در دست گرفت و ابداع كننده بود و هستی خود را سامانی دوباره بخشید و ارزش های نو خلق كرد.

          كودك نیز مانند ما بزرگترها ناچار به استفاده از تكنولوژی است ولی طراحی وسایلی كه كودك استفاده می كند،‌دربردارنده ی شاخص های فرهنگی سرزمین او نیست و یا این كه در آن ها بسیار كم به هویت ملی و بومی او پرداخته شده است. امروز ما صحبت از سلطه ی فرهنگی می كنیم، در حالی كه در نظام آموزش و پرورش ما نشانه ای از آموزش موسیقی كه بخش مهمی از هویت فرهنگ و هنر سرزمین ماست،‌وجود ندارد.

          واقعیت این است كه معیارهای كودك در انتخاب و استفاده از فرآورده های فرهنگی تحت تاثیر سلیقه ها و داده های جذاب و ماهرانه ی جهانی قرار می گیرد و متاسفانه این تاثیرپذیری چون بدون آگاهی است، فقط در سطح صورت می پذیرد، بدون این كه عمقی داشته باشد و از فرهنگ خود نشانه ای برای مقایسه و تلفیق این فرهنگ ها داشته باشد.

          با نگاهی به سلیقه های جوانان در سال های اخیر مشاهده می كنیم كه تاثیر تبلیغات گوناگون روی آن ها بسیار شدید است چرا كه آن ها در نظام تعلیم و تربیت خود آگاهی های لازم را در زمینه ریشه ها و چشمه های فرهنگ خود دریافت نكرده اند و اصولا شناختی در زمینه ی تاریخ و فرهنگ و هنر شهر و كشور خود ندارند،‌در نتیجه آن ها قدرت نقد و بررسی و انتخاب ندارند و همین جاست كه اهمیت آموزش و مفاهیم فرهنگی، بویژه موسیقی در تعلیم و تربیت مشخص می شود.

          آیا جهان پیرامون را فقط با چشمان خود نظاره می كنیم؟ آیا حس شنوایی تاثیر دیدن را كامل تر نمی كند؟ یا به عبارتی بدون حس شنوایی و فقط با چشم می توان جهان را به درستی دریافت؟ آیا صدای رودخانه با تصویر چمنزار نقشی ندارد؟ اگر رنگ ها و شكل های اجسام گوناگون قسمتی از جهان پیرامون ماست، اصوات نیز قسمتی دیگر از جهان پیرامون ما را تشكیل می دهند. اگر طبیعت پیرامون، تابلویی زیبا از جهان هستی است، پس صدای طبیعت نیز یك قطعه ی زیبای موسیقی است. در حقیقت نور و صدا است كه جهان پیرامون انسان را عینیت می بخشد.

          وزن (ریتم) به معنی نظم و ترتیب و تكرار و توالی است و نه تنها در موسیقی عنصر اصلی – حتی مهم تر از ملودی است، بلكه مهمترین پایه ی نظام هستی به شمار می رود مانند نظمی كه در گردش زمین به دور خورشید در توالی روزها و شب ها، در فصل ها، در قطرات باران و ... وجود دارد.

          حال به صدای بدن خود گوش دهیم ضربان قلب، صدای به هم زدن دست ها، صدای قدم ها، ریتم و آهنگ كلمات و ... این دیدگاه كه در بدو پیدایش جهان فقط صوت وجود داشته، از كهن ترین تفكرات بشری بوده است. موسیقی شناسان با مطالعه ی فرهنگ های گوناگون با این عقیده كه «خلقت دنیا همراه با صوت بوده است» و به همین دلیل ذات بشر در اصل پیوسته عنصری صوتی بوده است؛ مواجه بوده اند.

          مطالعاتی كه در زمینه ی رابطه ی مردم شناسی و موسیقی صورت گرفته است؛ نشان می دهد كه: «وظیفه ی بنیادی موسیقی و دیدگاه ها و برداشت های فرهنگ های بدوی و تمدن های پیشرفته به طور شگفت انگیزی با یكدیگر مشابه و قابل مقایسه اند. استفاده از موسیقی در آیین های مذهبی، جنگ ها و سوگ ها و ... و علی رغم تفاوت های جغرافیایی و تاریخی ظاهرا باید همگی از منبع واحدی نشات گرفته باشند كه این منبع واحد به عنوان سرچشمه ی احتمالی فرهنگی بشری در طول قرن ها تداوم یافته و مبانی فلسفه و سمبل موسیقی را پایه ریزی نموده است و از عهد عتیق تا به امروز پایدار مانده است.

          ویژگی های موسیقی در فرهنگ اسلامی با دیدگاه های عرفان و فلسفی منطبق با ویژگی های سایر هنرهای اسلامی است. به گونه ای كه در مجموع به وحدتی اصیل و مختص به خود دست می یابد.

          آشنایی با موسیقی مناطق گوناگون كشورمان كه در انواع موسیقی های مذهبی، آیینی، بازی ها، جشن ها و ... اجرا می شود؛  به خودباوری و غنای فرهنگی كودك كمك می كند. از آن جا كه شناخت موسیقی بدون آموزش آن امكان پذیر نیست، بنابراین آموزش موسیقی باید بخشی جدایی ناپذیر از برنامه های آموزش باشد.

 

كاربرد موسیقی در عرصه های گوناگون اجتماعی

          متخصصین مردم شناسی ده نوع كاربرد برای موسیقی قائل هستند:

1- كیفیت لحن: موسیقی به مضمون آوازهای كیفیت بیانی خاصی می بخشد كه با محاوره ی عادی كاملا متفاوت است.

2- زیبایی شناسی موسیقی: در این باره تفاوت بین زیبا شناسی غرب یا برخی از فرهنگ های پیشرفته در ارتباط با فرهنگ های بدوی قابل بحث است.

3- تفنن

4- موسیقی وسیله ای است برای تفهیم و تفاهم: برای ایجاد تفاهم بین ملت ها، موسیقی ملل نباید فراموش شده و بی اهمیت تلقی گردد.

5- تاثیرات معنوی و جسمانی: موسیقی وسیله ای است برای تهییج عواطف و احساسات گروهی و جوابگوی آن هاست. مانند موسیقی رزمی، مذهبی ... بسیاری از مراسم مذهبی بدون موسیقی غیرقابل تصورند. (تاثیرات موسیقی در برقراری و ایجاد ارتباط موثر و عمیق)

6- موسیقی به عنوان سمبل

7- موسیقی به عنوان وسیله ای برای تحكیم مبانی اجتماعی

8- تشخص و اعتبار كانون ها و مراكز اجتماعی، مذهبی یا مراسم آیینی، با استفاده از موسیقی

9- تثبیت و تشخص فرهنگی، این كاركرد موسیقی از موارد فوق الذكر به خوبی قابل استنباط است.

10- شركت در كلیه شئون اجتماعی (تاثیر در برقراری و ایجاد ارتباط موثر و عمیق)

       با مرور دیدگاه های كارشناسان مردم شناسی و تامل در كاربردهایی كه برای این امر بر شمرده اند؛ می توان نقش و اهمیت آن را در عرصه های اجتماعی دریافته و از آن برای برقراری روابط اجتماعی سالم و زندگی مسالمت آمیز در جامعه استفاده نمود. انسان با موسیقی زاده شده، با موسیقی زندگی كرده و با موسیقی می میرد.

       آوای ضربان قلب مادر برای جنین امنیت، آرامش و عشق هدیه می كند، كودك با لالایی های مادر و مادر بزرگ خواب های خوش می بیند، در موفقیت های مختلف زندگی (مدرسه، خانه، بزم، رزم، طبیعت و ...) موسیقی با او همراه بوده و موسیقی نگاهش به هنگام مرگ و رثاء نزدیكانش، مشایعت كنندگان او در سفر به سرای ابدی هستند.

       برای بهره گیری مفید و مطلوب از قابلیت های موسیقی كه همواره با انسان همراه است؛ لازم است كاركردهای آن را در وضعیت های مختلف شناسایی كرد و به واسطه به كارگیری آن ها در جهت تربیت شهروندانی شایسته كوشید و با توجه به این كه رشد هوش موسیقیایی در سنین كودكی از سرعت بالایی برخوردار است، آموزش و پرورش آن در دوره ی ابتدایی می تواند نقش تعیین كننده ای داشته و در آموزش سایر مهارت های زندگی موثر واقع شود.

نقش موسیقی در رشد جامعه شناختی كودكان

     تاثیر موسیقی در فعالیت های اجتماعی و در همه ی عرصه های زندگی بشر (شادی ها – پیروزی ها- غم ها – سوگ ها – آیین های مذهبی و ...) انكارناپذیر است. به بیانی دیگر موسیقی حاصلی از باورها و احساسات ذاتی و زندگی طبیعی است و به كلیه شئون فردی و اجتماعی تعلق دارد و از آن ها سرچشمه گرفته است، در نتیجه در همه ی لحظه های زندگی بشر او را همراهی كرده است.

      معرفی انواع موسیقی چه از نظر اجتماعی و چه تاریخی به درك بیشتر كودكان از علوم اجتماعی، تاریخ و جغرافیا و تاریخ هنر كمك می كند و نگرش آن ها را به زندگی توسعه می بخشد. از موسیقی ایرانی می توان در انواع گوناگون آن یعنی موسیقی محلی – مذهبی – آیینی و موسیقی سنتی استفاده كرد و پس از شنیدن درباره ی كاركرد اجتماعی آن، با كودكان به گفتگو نشست. در این جا توصیه می شود ابتدا فعالیت را با انواع موسیقی محلی یا قومی سرزمین كودك شروع كرد و سپس به موسیقی دیگر مناطق توجه كرد و پس از آن موسیقی سنتی (شهری) را مطرح كرد. از این طریق كودك به مشتركات میان فرهنگ های گوناگون پی می برد و درك عمیق تری از موسیقی پیدا می كند و سلیقه ی شنیداری او رشد می یابد. از موسیقی كلاسیك غرب در زمینه ی آشنایی با تاریخ و تحولات هنر نیز می توان بهره گرفت و سلیقه شنیداری موسیقی و درك او از تاریخ را بسط داد. طرح موسیقی سایر ملل نیز می تواند به توسعه بینش كودك در زمینه ی سایر فرهنگ ها (گفتگوی تمدن ها) كمك كند.

 

تعریف موسیقی كودك

       موسیقی كودكان به ملودی های و ترانه ها و كلمات موزون گفته می شود كه دارای ارزش فرهنگی و موسیقیایی برای كودكان است.

       موسیقی كودكان مانند ادبیات كودكان شامل بخشی از فرهنگ شفاهی عامه است مانند لالایی ها،‌متل ها و بازیهای آهنگین و بازی های آوازی و نیز شامل آثاری است كه توسط آهنگسازان برای كودكان ساخته شده است مانند اپرا، داستان های موزیكال و ترانه های كودكان.

       مهمترین بخش موسیقی كودكان، آموزش آن به كودكان است، زیرا این بخش نقش تعلیم و تربیت را به شكلی غیر مستقیم به عهده دارد. آموزش موسیقی در ابعاد گوناگون رشد از جمله حیطه های رشد شناختی، رشد عاطفی – هیجانی، رشد اجتماعی، رشد شنوایی و رشد حركتی كودك نقش مهمی دارد. از دیگر اهداف آموزش موسیقی ایجاد روحیه شاد و تحركت در كودكان و آموزش اجتماعی شدن،‌ایفای نقش، نظم و تعاون و رشد خلاقیت است.

       آموزش موسیقی كودكان مانند سایر مواد آموزشی باید با رعایت شرایط ذهنی، جسمی و عاطفی كودكان طراحی و تدوین شود. مسلما توجه داریم كه آموزش موسیقی در مدارس مانند سایر رشته های آموزشی باید دارای روند و مسیری دقیق باشد. همچنین باید توجه كنیم كه هدف اصلی آموزش موسیقی كودكان در دبستان كسب مهارت خوانندگی و نوازندگی نیست. كسب این مهارت ها می تواند هدف جانبی باشد. همان طور كه هدف ما از تدریس ادبیات در مدارس، صرفا جهت ادیب شدن دانش آموزان و پرورش ادیب نیست. البته در فرآیند آموزش و پرورش درست و در فضای مناسب آموزش مسلما باید استعدادهای مناسب كشف و هدایت شوند. این امر در سایر زمینه های هنری نیز مصداق پیدا می كند. ذكر این نكته مهم است كه آموزگار می تواند برای افزایش رشد كودك در هر یك از حیطه های ذكر شده، فعالیت های مناسبی را طراحی یا از فعالیت های پیشنهادی استفاده كند.

 

پیشنهاد یك فعالیت

     در ابتدا صدای طبیعت منطقه ی جغرافیایی خاص در كلاس پخش شود. پرسش های زیر می تواند مطرح شود: چه می شنوید؟ درك مفاهیم آموزشی برای دانش آموزان بهتر و سهل تر خواهد بود. بنابراین توصیه می شود در آموزش سایر دروس (غیر از هنر) نیز موسیقی بهره گرفته شود چرا كه عمده موضوعات مورد بحث در سایر دروس دوره ی ابتدایی در موسیقی نیز مطرح است.

     مثلا: ریتم در درس ریاضی مورد بحث است كه از اركان موسیقی است.

- آشنایی با صداها بخش قابل توجهی از مفاهیم علوم تجربی را تشكیل می دهد.

- فرهنگ، هنر، مدنیت در دروس آیین نگارش، ادبیات فارسی، تاریخ و جغرافیا كه عالی ترین جلوه آن در هنر و موسیقی بعنوان یكی از رشته های هنری است.

- و ... .

     با مقایسه اجمالی مثال های ذكر شده، با مبانی و اصول آموزش موسیقی در می یابیم كه ریتم ها،‌ صداها، فرهنگ، هنر، مدینی، قومیت و ... از عناصر هستند كه عالی شكل ممكن آن برای بحث و بررسی در موسیقی اتفاق می افتد. اگر در آموزش سایر مفاهیم درسی به فراخور موضوع از موسیقی استفاده شود، فرایند یاددهی – یادگیری با موفقیت بیشتری انجام خواهد گرفت. علاوه بر این موسیقی همیشه الفتی نزدیك با سایر رشته های هنری داشته و هنرمندان را در وضعیت و موقعیت های خاص همراهی نموده است. مثلا گاهی یك هنرمند نقاش با گوش سپردن به موسیقی و الهام گرفتن از آن نقاشی اش را تكمیل می كند. و لحظه به لحظه زندگی رنگ ها و فرم ها و زیبایی های اثرش را با موسیقی همنشین می گرداند. در دیگر رشته های هنری نیز این امر صادق است. هنرمند متناسب باحس و حالی كه دارد، آن را شریك زندگی آثار هنریش می كند. قصه گویی و قصه خوانی با موسیقی – نمایش با موسیقی – بازی با موسیقی – معماری با موسیقی و ... از آن جمله اند. این مطالب بیانگر كاركردهای خاص موسیقی است.

       حال مناسب است به برخی از كاركردهای عام موسیقی كه در تعلیم و تربیت نقش اساسی و ارزنده ای دارند؛ بپردازیم:

- در جریان یاددهی – یادگیری، موسیقی به عنوان ابزاری موثر برای نرمش های فكری و ذهنی و ایجاد «تمركز» برای یادگیری علوم و فنون به كار گرفته می شود.

- پرورش قدرت «تخیل»، «انتزاع و تجرید» در دانش آموزان برای بدیعه پردازی و بدیهه سازی و بروز رفتارهای خلاقانه در موضوعات گوناگون آموزشی از قابلیت های دیگر موسیقی است كه به دانش آموزان برای داشتن ذهنی سیال و اندیشه ای پویا كمك می كند.

 

دیدگاه روان شناسی تعلیم و تربیت

       از دیدگاه روان شناسی تعلیم و تربیت كاربرد موسیقی برای كودكان هدف نیست، بلكه ابزاری است برای آموزش و پرورش كودكان. موسیقی برای كودكان همچون دریچه ای به سوی جهان خارج است. شنوایی، میدان وسیع تری نسبت به حواس دیگر برای شناخت محرك های مربوط به خود دارد. یعنی محرك های دورتر را نیز می تواند دریافت كند. گذشته از آن شنوایی با گویایی و تكلم ارتباط مستقیم دارد. كودكی كه نمی شنود، نمی تواند سخن بگوید. نقش زبان در تفكر بر كسی پوشیده نیست، از سوی دیگر در فرآیند یادگیری، كه انگیزه نقش بسیار مهمی دارد،‌موسیقی به عنوان نوعی نظام (سیستم) نشانه ای نیز عمل می كند. وجود این نظام در یادگیری تاثیری انكار ناپذیر دارد.

       در مراحل گوناگون آموزش كودكان جهت یادگیری و به خاطر آوردن مطالب، موسیقی به عنوان نشانه هایی برای تداعی به كار می رود. نظم موجود در موسیقی، تكرارها و فاصله ها كه با قاعده صورت میگیرد، به كودك كمك می كند تا نظم و قواعد موجود در سایر علوم (ریاضی، علوم اجتماعی،‌ ادبیات) را كشف و درك كند.

       چنان چه بپذیریم كه قوه تخیل كودك در ایجاد و رشد خلاقیت،‌حل مسئله و به ویژه درك ریاضیات كودك موثر است؛ آموزش موسیقی نمی تواند از كل فرایند آموزش جدا باشد. در باره ی تاثیر آموزش موسیقی بر رشد تفكر ریاضیات باید متذكر شویم كه فعالیت در زمینه ی موسیقی سبب رشد قوه ی تخیل و ایجاد نظم عملی و ذهنی و رشد خلاقیت و در نهایت موجب رشد شناختی كودك می شود. به این ترتیب باید پذیرفت كه این نوع فعالیت ها در درك بیشتر كودك از ریاضیات موثر است.

       در زیر به روش ها و فعالیت هایی برای دست یابی به اهداف بالا اشاره می كنیم:

1- آموزش ترانه و سرودهای كودكانه به كودكان و تشویق آن ها به خواندن، عواطف آنان را تلطیف می كند. (ترانه ها و سرودها و كلمات و اشعار آن باید متناسب با سن كودكان انتخاب شوند.)

2- شنیدن موسیقی و انجام دادن حركاتی مانند: دویدن، راه رفتن روی پاشنه ی پا، پنجه ی پا و ... انجام حركاتی مانند تقلید از پرواز پرندگان، یورتمه ی اسب و ... به كلاس شادابی می بخشد. استفاده از انواع موسیقی با سرعت های تند و كند و مورد علاقه كودكان، به تطبیق حركات كودكان براساس سرعت قطعات كمك می كند و انتخاب درست از آثار موسیقی نیز مانند انواع مارش ها، موسیقی رقص های محلی و موسیقی محلی دیگر نقاط جهان كه آهنگسازان برجسته ی تاریخ موسیقی برای اركسترهای بزرگ تنظیم كرده اند. (اپرای هنزل و گرتل – اپرای مانی و مانا از حسین دهلوی) از نكات موثر برای تربیت حس شنوایی كودكان است. توجه كنیم كه مدت زمان پخش موسیقی در كلاس نباید طولانی باشد. بهتر است سرعت قطعات انتخابی متفاوت باشد: (تند و كند) تنوع موسیقی ارائه شده در كلاس نیز حائز اهمیت زیادی است.

3- ایجاد تخیل از راه شنیدن موسیقی: شنیدن قطعات موسیقی كه با دقت انتخاب شده باشند و ایجاد و بیان تخیل كه می تواند به قصه گویی و پانتومیم ختم شود، در این امر موثر است. نقاشی براساس موسیقی شنیده شده،‌گفتگو درباره ی انواع احساساتی كه از شنیدن یك قطعه موسیقی به ما دست میدهد و ارتباط با تنوع ریتم و ملودی و شیوه ی اجرای موسیقی مانند تكنوازی یا همنوازی به رشد تخیل كودك كمك می كند. ضمنا باید توجه داشت كه هر قطعه موسیقی از كدام منطقه در جهان و برای چه اهدافی اجرا شده است. به عنوان نمونه موسیقی عزا در فرهنگ های گوناگون موسیقی رزمی و موسیقی رقص های گوناگون، ارتباط آن ها با ویژگی های طبیعت و جغرافیا – نوع كار و ... .

 

نقش آموزش موسیقی در رشد حس زیبایی شناسی

       آشنایی كودكان با آثار موسیقی در تربیت و رشد سلیقه ی شنیداری، حساسیت در شنوایی، درك ریتم، هماهنگی صوتی، تشخیص طنین متفاوت صدای سازها، درك بیشتر از عناصر موسیقی در دیگر هنرها مانند ادبیات،‌معماری،‌ نقاشی (هنرهای تجسمی) موثر است.

       برای رسیدن به اهداف بالا می توان از روش های زیر استفاده نمود:

1- شنیدن آثار موسیقی و گفتگو و طرح سوالاتی درباره ی تفاوت های زیر و بمی صداها،‌ تفاوت در طنین صداها (آشنایی با صدای سازها در گروه های سازهای گوناگون (زهی، آرشه ای، مضرابی، كوبه ای و بادی چوبی و برنجی) تفاوت در ریتم و سرعت اثر ارائه شده.

2- گفتگو در باره ی ارتباط موسیقی و كلام در قطعات آوازی موسیقی ایران. موسیقی محلی (فولكولوریك) و موسیقی مذهبی.

3- گفتگو درباره ی عناصر و نقش موسیقی در انواع شعر گفتگو درباره ی ارتباط ریتم در موسیقی و وزن در شعر. صحبت درباره ی موسیقی درونی شعر از راه تكرار هجاها، قافیه .

4- گفتگو در باره ی نقش ریتم در سایر هنرها (نقاشی، نمایش، معماری، سینما)

تایپ : علی اكبر ادهم ماراللو

برای خواندن ادامه كتابكلیك كنید




طبقه بندی: متن كتاب آموزش موسیقی در مدارس دوره ی ابتدایی 1،
[ چهارشنبه 25 شهریور 1388 ] [ 08:35 ق.ظ ] [ علی اكبر ادهم ماراللو آموزگار ششم ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

موضوعات
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

فروش بک لینکطراحی سایتعکس