تبلیغات
متن كتاب های آموزشی

متن كتاب های آموزشی
همیاری 

21 روش عالی

غلبه بر تنبلی و انجام بیشترین كار در كمترین زمان

1) سفره را بچینید

          برای موفقیت یك ویژگی هست كه فرد باید آن را داشته باشد و آن مشخص بودن هدف است. به بیان دیگر، فرد باید بداند كه چه می خواهد و شدیداً خواستار به دست آوردن آن باشد. ناپلئون هیل

          قبل از آن كه بتوانید«قورباغه» خود را مشخص كنید و دست به كار خوردن آن شوید باید ابتدا دقیقاً معین كنید كه در هر حوزه از زندگی تان به چه چیزی می خواهید برسید. در بالا بردن كارایی فردی مهم ترین اصل روشن بودن هدف است. اولین دلیل این كه چرا بعضی از مردم می توانند كارها را سریع تر انجام دهند این است كه هدف ها و برنامه های كاملاً روشنی دارند و از آن ها فاصله نمی گیرند.

          هر چه برایتان روشن تر باشد كه چه می خواهید و برای به دست آوردن آن چه باید بكنید، آسان تر می توانید بر تنبلی غلبه كنید،‌راحت تر قورباغه تان را می خورید و سریع تر كارها را به اتمام می رسانید.

          روشن نبودن هدف، سردرگمی و پریشان فكری در مورد این كه چه كاری را باید انجام بدهید و به چه دلیل و به چه صورتی باید آن را انجام بدهید یكی از دلایل اصلی تنبلی و نداشتن انگیزه است. برای نجات پیدا كردن از این شرایط معمول باید تمام نیروهای خود را به كار بگیرید و برای هر كاری كه انجام می دهید هدف روشن و مشخصی را تعیین كنید.

یك روش عالی برای موفقیت در كار این است: افكارتان را روی كاغذ بیاورید.

          فقط سه درصد از مردم هدف های مشخص دارند و آن ها را روی كاغذ می آورند. این افراد در مقایسه با افرادی كه از نظر میزان تحصیلات و توانایی برابر و یا بهتر از آن ها هستند اما به هر دلیلی هرگز وقت خود را صرف روی كاغذ آوردن هدف های خود نكرده اند پنج تا ده برابر بیشتر كارایی دارند.

          شما می توانید تا آخر عمر از یك روش موثر برای مشخص كردن و رسیدن به هدف هایتان استفاده كنید. این روش هفت مرحله ساده دارد. با رسیدن به هر كدام از این هفت مرحله می توانید كارایی خود را دو تا سه برابر كنید. بسیاری از افرادی كه دوره های آموزشی مرا به اتمام رسانده اند با استفاده از این روش ساده هفت مرحله ای توانسته اند درآمد خود را ظرف چند سال و حتی چند ماه به طور چشمگیری افزایش دهند.

* مرحله شماره 1: مشخص كنید كه دقیقاً چه می خواهید. به تنهایی یا با رئیس تان بنشینید و آن قدر در مورد هدف ها و برنامه هایتان بحث كنید تا كاملاً برایتان روشن شود كه رئیس تان از شما انتظار دارد چه كارهایی را انجام دهید و ترتیب انجام آن ها به چه صورتی باشد. تعجب آور است كه افراد زیادی مدت ها مشغول انجام وظایف و كارهای بیهوده هستند چون هرگز  تصمیم نگرفته اند كه با رئیس خود در مورد چنین موضوع مهمی به بحث بنشینند.

          قانون: یكی از بدترین راه های استفاده از وقت آن است كه كاری را كه به هیچ وجه لازم نیست به بهترین وجه انجام دهیم.

          استفن كاوی می گوید: «پیش از آن كه بالا رفتن از نردبان موفقیت را شروع كنید، ابتدا مطمئن شوید كه نردبان را به ساختمان مناسب تكیه داده اید.»      

*مرحله شماره2: هدف خود را روی كاغذ بیاورید. افكارتان را بنویسید وقتی هدف تان را می نویسید، آن را شفاف و قابل لمس می كنید. با این كار چیزی خلق می كنید كه قابل لمس و دیدن است به بیان دیگر هدفی كه روی كاغذ نیامده است فقط یك آرزو یا رویاست و هیچ انرژی در پشت آن نیست. هدف های نوشته نشده منجر به سردرگمی،‌ ابهام، گمراهی و اشتباهات بسیار می شوند.

مرحله شماره 3: برای هدف خود مهلت تعیین كنید. برای یك هدف یا تصمیم بدون مهلت مشخص هیچ فوریتی وجود ندارد. چنین هدفی فاقد یك آغاز یا پایان واقعی است. این كه محول كردن یا پذیرش كارها و یا مسئولیت ها فاقد مهلتی معین برای انجام باشد طبیعتاً باعث می شود كه كارها را به تعویق بیندازید و بخش ناچیزی از آن ها را انجام دهید.

مرحله شماره 4: از تمام كارهایی كه فكر می كنید باید برای رسیدن به هدف تان انجام بدهید فهرستی تهیه كنید. هر بار چیز جدیدی به ذهنتان رسید آن را به لیست فعالیت ها اضافه كنید. این كار را تا كامل كردن لیست ادامه دهید. این فهرست به شما تصویر قابل مشاهده ای از وظیفه یا هدف اصلی و نیز راهی كه بتوان در آن بی وقفه به كار ادامه داد ارائه می دهد و احتمال رسیدن به هدف را به طور چشمگیری افزایش می دهد.

مرحله شماره پنج: فهرست را به یك برنامه تبدیل كنید. كارهایی را كه به صورت لیست درآورده اید اولویت بندی كنید. مشخص كنید كه چه كاری باید قبل از همه و چه كاری بعد انجام شود. حتی اگر می خواهید برنامه خود را قابل مشاهده تر كنید كارها را به ترتیب اولویت در داخل مستطیل ها یا دایره ها بنویسید. خواهید دید وقتی با این كار هدف خود را به وظایف یا كارهای كوچك تر تقسیم می كنید تا چه اندازه رسیدن به هدف برایتان آسان تر می شود.

          با داشتن یك هدف مكتوب و یك برنامه منظم و سازمان یافته كارایی و توانایی شما بسیار بیشتر از فردی خواهد بود كه هدف هایشان را در ذهنش نگه می دارد و با خودش حمل می كند.

مرحله شماره 6: فوراً كار را براساس برنامه شروع كنید،‌هر كاری كه می خواهد باشد. برنامه متوسطی كه بسیار خوب اجرا شود بسیار بهتر از یك برنامه عالی است كه هیچ اقدامی در جهت اجرای آن انجام نشود. در راه رسیدن به موفقیتی اجرای برنامه از همه چیز مهم تر است.

مرحله شماره 7: تصمیم بگیرید كه هر روز برای آن كه قدمی به سوی هدف اصلی بردارید كاری انجام دهید. این كار یا فعالیت را در برنامه روزانه خود بگنجانید، هر روز تعداد صفحات معینی در مورد موضوع مورد نظر خود مطالعه كنید،‌به سراغ تعداد مشخصی از مشتری ها بروید، مدت زمان معینی ورزش كنید، از یك زبان خارجی تعداد مشخصی واژه های جدید یاد بگیرید. هرگز یك روز خود را بیهوده تلف نكنید.

          حركت به جلو را ادامه دهید. وقتی حركت را شروع كردید به پیشروی ادامه دهید. متوقف نشوید. همین استواری و ثبات قدم به تنهایی می تواند شما را تبدیل به یكی از فعال ترین و موفق ترین افراد نسل خود كند.

          داشتن هدف های مكتوب تاثیر بسیار خوبی روی قدرت تفكر شما دارد. به شما انگیزه كار و فعالیت می دهد، قدرت خلاقیت شما را تقویت می كند، انرژی بخش است و بیش از هر عامل موثر دیگری كمك می كند تا بر تنبلی خود پیروز شوید.

هدف ها سوخت و انرژی آتشدان موفقیت هستند. هر چه این هدف ها بزرگ تر و روشن تر باشد برای رسیدن به آن ها مشتاق تر می شوید. هر چه به هدف هایتان بیشتر فكر كنید تمایل و اشتیاق درونی شما برای دست یابی به آن ها بیشتر می شود.

هر روز به هدف هایتان فكر كنید و آن ها را مرور نمایید. هر روز صبح فعالتی تان را با مهم ترین كار آغاز كنید. این كار می تواند شما را به مهم ترین هدفی كه در حال حاضر دارید، برساند.

چكیده اصل اول:

همین الآن یك ورق كاغذ بردارید و ده هدفی را كه می خواهید در سال آینده به آن ها برسید لیست كنید. این هدف ها را به صورتی بنویسید كه گویا یك سال گذشته است و آن ها همگی به تحقق پیوسته اند. در نوشتن هدف هایتان از زمان حال و ضمیر اول شخص استفاده كنید، هدف ها باید با صراحت و با قطعیت بیان شوند. با این كار ذهن ناخودآگاه شما بی درنگ آن ها را تایید می كند . برای مثال می نویسید: «من ... تومان درآمد داردم.» یا «وزن من ... كیلوگرم است.» و یا «من سوار اتومبیل ...  هستم.»

سپس ده هدفی را كه نوشته اید مرور كنید. از میان آن ها هدفی را انتخاب كنید كه رسیدن به آن بیش ترین تاثیر را در زندگی شما می گذرد. این هدف هرچه كه هست آن را روی یك برگ كاغذ بنویسید، برای رسیدن به آن مهلتی تعیین كنید، برنامه ریزی كنید، طبق برنامه دست به كار شوید و هر روز برای دست یابی به هدف مورد نظر كاری انجام دهید. همین  تمرین به تنهایی می تواند زندگی شما را دگرگون كند!

 

2) برای هر روز از قبل برنامه ریزی كنید

          برنامه ریزی، آوردن آینده به زمان حال است تا بتوانید همین الان كاری برای آن انجام دهید.      آلن لاكین

          حتماً این سوال قدیمی را شنیده اید: «چه طور یك فیل را می خورند؟» و البته جواب هم این است: «لقمه لقمه!»

          شما چه طور درشت ترین و زشت ترین قورباغه خود را می خورید؟ به همین ترتیب: اول آن را به فعالیت های معینی كه باید قدم به قدم انجام شوند تقسیم می كنید و سپس با اولینشان شروع می كنید.

          ذهن شما، یعنی توانایی شما برای تفكر، برنامه ریزی و تصمیم گیری، قدرتمندترین وسیله ای است كه برای غلبه بر تنبلی و افزایش بهره وری خود در اختیار دارید. توانایی شما در تعیین هدف، برنامه ریزی و انجام كار، روند زندگی شما را مشخص می كند. فكر كردن و برنامه ریزی كردن به خودی خود توانایی های ذهنی شما را شكوفا می كند و انرژی های ذهنی و جسمی شما را افزایش می دهد.

          برعكس، همان طور كه آلكس مك كنزی می گوید: «وارد عمل شدن بدون برنامه ریزی علت همه شكست هاست.»

          قابلیت شما در برنامه ریزی درست، قبل از شروع كار، معیار توانایی كلی شماست. هر چه قدر برنامه شما بهتر باشد، آسان تر می توانید بر تنبلی غلبه كنید، كار را شروع كنید، قورباغه خود را قورت بدهید و به پیشرفت خود ادامه دهید.

          یكی از اساسی ترین اهداف شما در كار باید این باشد كه در برابر نیروهای جسمی، عاطفی و ذهنی كه به كار می گیرید بیشترین بازده ممكن را به دست آورید. خبر خوبی كه برایتان دارم این است كه در مقابل هر دقیقه وقتی كه صرف برنامه ریزی می كنید معادل ده دقیقه وقت در حین انجام كار صرفه جویی می كنید. برنامه ریزی كارهای روزانه بیشتر از ده تا دوازده دقیقه از وقت شما را نمی گیرد ولی با این سرمایه گذاری كوچك در زمینه وقت می توانید دست كم حدود دو ساعت (120 – 100دقیقه) از وقتی را كه در طول روز تلف می كنید یا به انجام كارهای طاقت فرسا می گذرانید صرفه جویی كنید.

          شاید نام فرمول «شش پی» را شنیده باشید. این فرمول می گوید:

«Proper  Prior  Planning  Prevents  Poor  Performance.»

«برنامه ریزی قبلی مناسب مانع عملكرد ضعیف می شود.»

          وقتی می فهمید كه برنامه ریزی تا چه حد می تواند در بالا بردن كارایی و عملكرد شما مفید باشد تعجب می كنید كه پس چرا تعداد بسیار كمی از مردم برای كارهایشان برنام ریزی می كنند. ضمناً برنامه ریزی واقعاً كار بسیار ساده ای است. تنها چیزی كه برای این كار لازم دارید یك صفحه كاغذ و یك خودكار است. اساس كار پیچیده ترین «پالم پایلوت» یا برنامه كامپیوتری كه موعد سررسید اقساط را اعلام می كند نیز همین است: بنشینید و قبل از انجام هر كاری لیستی از كارهایی كه باید انجام شود تهیه كنید.

          همیشه كارها را براساس لیست تهیه شده انجام دهید. هنگامی كه كار جدیدی پیش می آید قبل از آن كه دست به انجام آن بزنید آن را به لیست اضافه كنید. از همان اولین روزی كه انجام كارهای خود را برای همیشه از لیست آغاز می كنید به میزان كارایی و بازدهی شما 25درصد یا بیشتر افزوده می شود.

          لیست كارهای روز بعد را شب قبل از آن و پس از تمام شدن كار روزانه تهیه كنید. ابتدا كارهایی را كه هنوز تمام نكرده اید و سپس كارهایی را كه باید روز بعد انجام دهید وارد لیست كنید. هنگامی كه لیست كارهایتان را شب قبل آماده می كنید ذهن ناخودآگاه شما تمام مدت شب كه در خواب هستید روی این لیست كار می كند و اغلب مواقع هنگامی كه از خواب بیدار می شوید ایده هایی دارید كه با استفاده از آن ها می توانید كارهایتان را بهتر و سریع تر از آن چه در ابتدا تصور می كردید انجام دهید.

          هرچه قبل از انجام كار وقت بیشتری برای آماده كردن و نوشتن لیست تمام كارهایی كه باید انجام دهید صرف كنید كارایی شما بیشتر می شود.

          شما برای هدف های متفاوت خود نیاز به لیست های مختلف دارید. اول از همه به یك لیست اصلی نیاز دارید كه در آن همه كارهایی را كه فكر می كنید می خواهید در آینده دور یا نزدیك انجام دهید یادداشت كنید. این لیست برای آن است كه هر ایده جدیدی كه به ذهنتان می رسد و هر مسئولیت تازه ای را پیدا می كنید در آن وارد كنید. بعداً می توانید مواردی را كه در آن وارد كرده اید مرتّب و منظّم كنید.

          دوم، به یك لیست ماهیانه نیاز دارید كه آن را در پایان هر ماه برای ماه آینده تهیه و تنظیم  می كنید. در این لیست بعضی از مواردی را كه در لیست اصلی درج كرده اید وارد كنید.

          سوم، باید یك لیست هفتگی داشته باشید كه در آن تمام هفته را از قبل برنامه ریزی كنید. این لیست همان طور كه در طول هفته مشغول انجام امور جاری هستید تكمیل می شود.

          این شیوه برنامه ریزی زمان بندی شده نظام مند می تواند برای شما بسیار سودمند باشد. بسیاری از مردم به من گفته اند این عادت كه حدود دو ساعت از وقتشان را در پایان هفته صرف برنامه ریزی هفته آینده كنند بهره وری آن ها را به طور چشمگیری افزایش داده و زندگی آن ها را كاملاً دگرگون كرده است. این راهكار مسلماً در مورد شما نیز نتیجه بخش خواهد بود.

          دست آخر باید كارها و وظایف روزانه را مشخص نموده و آن ها را از لیست های ماهیانه و هفتگی به لیست روزانه خود منتقل كنید. این موارد فعالیت های معینی هستند كه باید در روز آینده به آن ها بپردازید.

          در طور روز همان طور كه پیش می روید در لیست روزانه كنار فعالیت هایی كه به اتمام می رسانید تیك (P) بزنید. این كار به پیشرفت كارتان عینیت می بخشد و در شما احساس موفقیت و حركت به سوی جلو ایجاد می كند. وقتی می بینید كه دارید مطابق لیست خود پیش می روید انگیزه و انرژی بیشتری پیدا می كنید. این كار اعتماد به نفس و عزت نفس شما را افزایش می دهد. پیشرفت مداوم و مشهود شما را بیشتر به حركت وا می دارد و كمك می كند تا بر تنبلی غلبه كنید.

          وقتی پروژه ای را در پیش رو دارید، صرف نظر از این كه چه نوع پروژه ای است، اول لیستی از تمام اقداماتی كه باید برای به پایان رساندن آن از ابتدا تا انتها انجام دهید تهیه كنید. فعالیت های پروژه را اولویت بندی كرده و ترتیب انجام آن ها را مشخص كنید. سپس لیست را روی یك صفحه كاغذ یا در یك برنامه كامپیوتری بازنویسی كنید تا پیوسته در دسترس باشد. آن وقت یكی یكی برای انجام فعالیت ها دست به كار شوید. از میزان پیشرفت كار با این روش حیرت زده خواهید شد.

          وقتی مطابق لیست های خود كار می كنید احساس می كنید كه موثرتر و قوی تر شده اید. احساس می كنید كه هر چه بیشتر كار می كنید،‌ فكر شما بهتر و خلاق تر می شود و بینشی پیدا می كنید كه می توانید كارها را حتی سریع تر انجام بدهید.

          همان طور كه گفته شد وقتی به طور مداوم از روی لیست های خود كار می كنید احساس مثبت پیشرفت را در خود تقویت می كنید و این به شما كمك خواهد كرد كه بر تنبلی خود غلبه كنید این احساس پیشرفت برای انجام كارهای روزانه انرژی بیشتری به شما می دهد.

          یكی از مهم ترین قوانین كارایی فردی قانون90/10 است. این قانون می گوید: ده درصد وقت اولیه ای را كه قبل از شروع كار صرف برنامه ریزی و تنظیم فعالیت های خود می كنید معادل نود درصد از وقتی كه در حین انجام فعالیت ها مصرف می كنید صرفه جویی می كند. كافی است این قانون را یك بار به دیگر بگیرید تا درست بودن آن برایتان اثبات شود.

          وقتی فعالیت های روزانه را از قبل برنامه ریزی كنید، شروع كردن و ادامه دادن به كارها برایتان آسان تر می شود، كارتان سریع تر و راحت تر از همیشه پیش می رود، احساس قدرت و توانایی بیشتری می كنید و نهایتاً توقف ناپذیر  می شوید.

چكیده اصل 2

          از همین امروز تهیه برنامه روزانه، هفتگی و ماهانه خود را شروع كنید، یك دفترچه یا یك برگ كاغذ بردارید و همه كارهایی را كه باید در 24 ساعت آینده انجام دهید یادداشت كنید. اگر ایده های جدیدی بعداً به ذهنتان می رسد، آن ها را مجدداً به لیست اضافه كنید. لیستی از تمام پروژه ها و كارهای بزرگی كه در نظر دارید در آینده انجام بدهید تهیه كنید. هر یك از هدف ها و پروژه های بزرگ خود را براساس اولویت (آن چه مهم تر است) و توالی (آن چه باید اول انجام شود و آن چه باید بعد از آن انجام شود) و ... ، مرتّب كنید. برای این كار می توانید پایان كار را در نظر مجسم كنید و از آخر به اول بیایید.

          روی كاغذ فكر كنید! همیشه از روی لیست كار كنید. به این ترتیب حتی خودتان هم متعجب خواهید شد كه چه قدر كارایی تان بیشتر شده است و چه قدر راحت تر می توانید قورباغه خود را قورت بدهید.

 

3) قانون 20/80 را در همه امور به كار بگیرید

          ما همیشه وقت كافی داریم به شرط آن كه هم بخواهیم و هم درست از آن استفاده كنیم.  گوته

          قانون 20/80 یكی از سودمند ترین قوانین در زمینه مدیریت زمان و زندگی است. نام دیگر این قانون «اصل پارتو» است كه به افتخار بنیان گذار آن «ویلفردو پارتو» اقتصاددان ایتالیایی نام گذاری شده است. وی برای نخستین بار در سال 1895 این موضوع را در نوشته های خود مطرح كرد. پارتو متوجه شد كه در جامعه ای كه در آن زندگی می كند مردم را می توان به طور طبیعی به دو دسته تقسیم كرد: گروه اول كه وی به آن ها «اقلیت بسیار مهم» می گوید جزء بیست درصد افرادی هستند كه از نظر اقتصادی و اثربخشی در صدر قرار دارند و گروه دوم كه وی به آن ها «اكثریت كم اهمیت» می گوید هشتاد درصدی را تشكیل می دهند كه در سطح پایین جامعه قرار دارند.

          وی بعدها كشف كرد كه عملاً تمام فعالیت های اقتصادی تابع این قانون هستند. به عنوان مثال مطابق این قانون: هشتاد درصد از نتایجی كه شما به دست می آورید نتیجه بیست درصد از فعالیت های شماست. بیست درصد از مشتری های شما هشتاد درصد از كل فروش شما را خریداری می كنند. بیست درصد از تولیدات یا خدماتی كه ارائه می دهید هشتاد درصد از سود شما را تامین می كند. هشتاد درصد از كل ارزش فعالیت های شما نتیجه بیست درصد آن هاست و الی آخر. این بدان معنی است كه اگر در لیست كارهای شما ده مورد فعالیت وجود داشته باشد دو مورد از این فعالیت ها معادل یا حتی بیش از مجموع هشت فعالیت دیگر ارزشمند هستند.

          در این جا به كشف جالبی می رسیم. انجام هر كدام از كارهای موجود در لیست شما ممكن است به یك اندازه وقت شما را بگیرد، یك یا دوتای آن ها چند برابر هر یك از سایر موارد برای شما سودمند خواهد بود.

          گاهی پیش می آید كه ارزش یكی از ده كار یا فعالیتی كه شما در لیست خود دارید به تنهایی میتواند بیش از مجموع سایر فعالیت ها در موفقیت شما ارزشمند باشد. این كار بی تردید همان قورباغه ای است كه باید اول از همه قورت بدهید.

          می توانید حدس بزنید كه یك فرد معمولی احتمالاً در انجام چه كارهایی بیشتر تنبلی می كند؟ واقعیت تاسف بار این است كه اكثر مردم در مورد انجام همان ده یا بیست درصد از فعالیت هایی كه در صدر قرار دارند و بیشترین ارزش و اهمیت را دارند تنبلی می كنند یعنی در مورد همان «اقلیت بسیار  مهم». در عوض وقت خود را صرف هشتاد درصد فعالیت هایی می كنند كه در موفقیت آن ها اهمیت بسیار كمی دارد و تاثیرناچیزی در دست یابی به تنایج ارزشمند می گذارد، یعنی همان «اكثریت كم اهمیت».

          اغلب افرادی را مشاهده می كنید كه ظاهراً در تمام طول روز مشغول فعالیت هستند اما دستاوردهای بسیار اندكی دارند. دلیل آن هم تقریباً همیشه این است كه آن ها مشغول انجام كارهایی هستند كه ارزش پاینی دارند و در انجام یكی دو كاری كه واقعاً می تواند در موسسه یاحرفه ای كه به آن مشغولند تحول ایجاد كند، تنبلی می كنند.

          ارزشمندترین كارهایی كه می توانید در هر روز انجام بدهید اغلب سخت ترین و پیچیده ترین كارها هستند. اما بازده و پاداشی كه انجام موفقیت آمیز چنین كارهایی برای شما خواهد داشت می تواند فوق العاده باشد، به همین دلیل باید قاطعانه از انجام كارهایی كه جزء 80 درصد كم ارزش هستند خودداری كنید آن هم هنگامی كه كارهایی كه جزء 20 درصد ارزشمند هستند معوق مانده اند.

قبل از شروع هر كاری از خودتان بپرسید «آیا این كار جزء 20درصد بالاست یا80 درصد پایین؟

قانون: در مقابل این وسوسه كه اول كارهای كوچك را سر و سامان دهید مقاومت كنید.

          به یاد داشته باشید كه وقتی تصمیم می گیرید كاری را بارها و بارها انجام دهید این كار نهایتاً به یك عادت تبدیل می شود و ترك آن سخت خواهد شد. اگر تصمیم بگیرید هر روزتان را با انجام كارهای كم ارزش شروع كنید به زودی این عادت در شما شكل می گیرد كه هر روز را با كارهای كم ارزش شروع كنید و روزها را با انجام آن ها بگذرانید و مناسب نیست كه بخواهید چنین عادت را در خودتان بپرورانید یا آن را حفظ  كنید.

          سخت ترین مرحله از انجام هر كار مهمی اولین مرحله یعنی شروع كردن آن است. وقتی انجام یك كار مهم را واقعاً آغاز می كنید، به طور طبیعی انگیزه پیدا می كنید تا آن را ادامه دهید. قسمتی از ذهن شما همیشه عاشق این است كه سرگرم كارهای مهمی باشد كه واقعاً می توانند در زندگی شما تحول ایجاد كنند. وظیفه شما این است كه این قسمت از ذهن خود را دائماً تغذیه كنید. حتی فكر كردن به شروع و انجام یك كار كلیدی انگیزه شما را بالا می برد و كمك می كند تا بر تنبلی خود غلبه كنید.

          واقعیت این است كه مدت زمان لازم برای انجام یك كار مهم در اغلب موارد معادل مدت زمانی است كه برای انجام یك كار كم اهمیت لازم است. تفاوت در این است كه شما با اتمام كاری ارزشمند و قابل توجه به طور فوق العاده ای احساس خرسندی و غرور می كنید، حال آن كه با صرف همان وقت و انرژی در انجام كاری كم ارزش احساس خرسندی نخواهید كرد و یا میزان آن بسیار اندك خواهد بود.

مدیریت زمان در واقع مدیریت زندگی و مدیریت فردی و یا تحت كنترل در آوردن جریان وقایع است. با استفاده از مدیریت زمان همیشه آزاد خواهید بود كه فعالیت بعدی خود و نیز فعالیت پس از آن را انتخاب كنید. توانایی شما در انتخاب میان كارهای با اهمیت و كم اهمیت كلید تعیین میزان موفقیت شما در زندگی و كار است.

افراد موثر و سازنده همیشه خود را موظف می كنند تا انجام كارهای مهمی را كه در پیش رو دارند آغاز كنند. این افراد خود را مجبور می كنند كه قورباغه را، هرچه كه می خواهد باشد، قورت بدهند. در نتیجه این افراد معمولی كارایی دارند و به همین دلیل بسیار خوشبخت تر هستند. شما هم باید به همین روش كار كنید.

چكیده اصل سوم

          همین امروز لیستی از تمامی هدف ها، فعالیت ها،‌پروژه ها و مسئولیت های خود تهیه كنید. كدامیك از آن ها جزء 10 تا 20 درصد از كارهایی هستند كه 80 یا 90 درصد از نتایج مورد نظر شما را به بار می آورند یا می توانند به بار آورند؟

          از همین امروز قاطعانه تصمیم بگیرید كه وقت بیشتری را صرف فعالیت های معدودی بكنید كه می توانند در زندگی شما تحول واقعی ایجاد كنند و وقت كمتری را صرف فعالیت های كم اهمیت تر بكنید.

 تایپ از: علی اکبر ادهم ماراللو

 

 




طبقه بندی: اصول 1 تا 3 كتاب قورباغه را قورت بده،
[ پنجشنبه 20 اسفند 1388 ] [ 08:54 ق.ظ ] [ علی اكبر ادهم ماراللو آموزگار ششم ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

موضوعات
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

فروش بک لینکطراحی سایتعکس