تبلیغات
متن كتاب های آموزشی

متن كتاب های آموزشی
همیاری 

ناتوانی های یادگیری

اصول نظری ، تشخیص و راهبردهای آموزشی

اثر: فریدون رخشان – اکبر فریار

مقدمه

عقیل کارگر کارخانه کبریت سازی مدت 7 سال است که در آغازین مرحله ی زبان آموزی ، با عدم توفیق روبروست. سلیم راننده ی پایه یک شرکت واحد اتوبوسرانی ، علی رغم هوش عادی و توان مناسب جسمی، 4 سال است که نمی تواند کارنامه ی قبولی کلاس اول را دریافت کند، او که سال ها قبل نیز 3 سال متوالی در اولین سال مدرسه مردود شده بود، به تدریج این باور در او ریشه می گیرد که فردی تهی مغز است.

والدین یک جوان قالی باف اظهار می دارند که فرزندشان علی رغم مهارت فوق العاده خود در شناخت طرح های قالی و آفرینش فرش های هنری ، 11 سال است که در پی اخذ مدرک قبولی کلاس اول ابتدایی با شکست روبروست. وی که جوانی مصمم است ، هنور هم امیدوار است بتواند به موفقیت هایی نائل آید.

محمدعلی ، جوانی که مشتاق و سریع مدارج تحصیلی را طی می کرد، در سال آخر آموزش ابتدایی 3 سال است که حتی از نوشتن نام خود نیز بر روی ورقه امتحانی عاجز می ماند. جلیل 3 سال، والیه 4 سال، میرزاده 9 سال، سیدعلی 5 سال، علیرضا 2 سال، موسی 4 سال، ابراهیم 6 سال و ... . (این نمونه ها افراد حقیقی هستند که طی سال های 62 – 1360 از سوی نهضت سواد آموزی تبریز معرفی شده اند.)

این ها نمونه ی مراجعینی هستند که از سوی نهضت سوادآموزی برای کشف علل شکست شان در فراگیری معرفی شده اند. این افراد در مصاحبه غالبا خود را کم هوش ، روانی، ناتوان ، و معلول ذهنی معرفی می کنند و علی رغم مشاغل کم و بیش مهمی که دارند خود را عقب مانده می شناسند. عجیب این جاست که تعدادی از آن ها به خاطر مستندسازی ادعایشان، گواهی هایی مبنی بر ناتوانی در یادگیری و نارسائی ذهنی ارائه می کنند که غالب آن ها را یا پزشک متخصص مجاری ادرار، یا پزشک متخصص جهاز هاضمه یا متخصص سوختگی و پوست، پزشک زنان و زایمان، چشم و گوش و متخصصینی از این دست صادر کرده اند. برخی دیگر تکیه به اظهارات شفاهی و استنتاج های معلمین دوره ابتدایی خود می کنند که با قاطعیت اعلام کرده اند که اینان هرگز نمی توانند به تحصیل ادامه دهند.

دقت در قضیه فیل و کوران در مثنوی، ما را با واقعیتی بسیار گسترده روبرو می کند که در آن هر کس به فراخور و هم ظن و تجارب خود، به شناختی محدود چنگ می آویزد و با دست مالیدن به یکی از اعضای فیل باور می کند که کل آن را درک کرده است. قطعه قطعه کردن یک امر واحد، در حقیقت حذف رابطه ها و در نهایت چشم پوشی از ساز وارگی یک نظام یگانه است. نمونه های اشاره شده که به تلخی از تجارب آموزشی زمان کودکی خود یاد می کنند، در اندرون دریای میلیون ها انسان گریخته از درس و رانده از تحصیل عینی ترین و مظلوم ترین قربانیان یک چنین دید تک ساحتی هستند.

در برخورد با مشکلات و مسائل یادگیری، ما به تعمیم های غلطی از نوع فوق دست می زنیم و این چنین وانمود می کنیم که مشکل ناشناخته و مبهم کودک را تشخیص داده ایم و سپس آن را برجسته نموده و براساس وهم خویش به تمامیت رفتار های وی تسری می دهیم، و ای بسا با برچسب هایی ذهنی و اغلب بی اساس همچون: کودک کند ذهن، عقب مانده، کم هوش، بی شعور، تهی مغز، سبک سر و سبک مغز و ... تکلیف تحصیلی وی را یکسره می کنیم.

بدیهی است این کودکان در مراجعه به هر متخصصی ، مشکلی تازه در خود می یابند. هر متخصصی مشکل آنان را از دریچه ی چشم خود نگریسته و تنها بعدی از ابعاد پیچیده ی آن را زیر ذره بین تخصص خویش قرار می دهد.

مربی زبان آموز فکر می کند که کودک با یک دسته از مشکلات مربوط به «خواندن» مواجه است، معلم معمولا به اشکال صداشناسی توجه دارد. مربی بهداشت مدرسه فی المثل به اشکالات شنوایی او فکر می کند. توجه روان شناس به چپ دستی، لکنت زبان و عقده های روانی وی معطوف است، پزشک خانواده، چشم پزشک و حتی والدین کودک هر کدام از نظر متفاوتی در باره کودک و مجموعه مشکلات او ارائه می دهند. در واقع هر یک به نوعی در قطعه قطعه کردن اصل مساله به عنوان یک کل تمایل نشان می دهند. بدین ترتیب روش شناخت یک مساله تربیتی آن چنان تضعیف می شود که اصل آن در لابه لای پیشه ها و تکنیک های مختلف گم شده و از دست می رود.

گفتنی است که در این میان، امر اساسی توجه به این نکته است که در این گونه موارد، ضرورتا باید به جای تشخیص های انفرادی، از شیوه ی نظام چند رشته یی سود جست که در آن معمولا مجموعه ای از تجربیات و تخصص ها توأمان مورد استفاده قرار می گیرد. بدین معنی که با همگان شدن عده ای از متخصصین و یک سو و یک جهت شدن تلاش های مختلفی که از طرف صاحبان فن و تجربه صورت می گیرد، راهی برای تحلیل ، تشخیص و درمان اساسی مسائل یادگیری گشوده می شود.

این کتاب با تشریح همکاری های میان رشته یی در زمینه ی ناتوانایی های یادگیری، بحث جدیدی را در قلمرو تشخیص و نحوه آموزش کودکان ناتوان در یادگیری باز نموده است. در واقع هدف اصلی کتاب این است که دست اندرکاران تعلیم و تربیت این قبیل کودکان را با دیدگاه جامعی آشنا نماید و درباره ی اصول نظری و رهیافت های مربوط به ناتوانایی های یادگیری و روش های تشخیص و فن آموزش بالینی اطلاعات وسیعی در اختیار آن ها قرار دهد و آنان را در طراحی آموزشی و تدارک وسائل کمک آموزشی لازم یاری نماید. هر یک از این حیطه ها در یک یا چند فصل مورد بحث و مطالعه قرار گرفته است:

بخش (1) گذری است در زمینه ناتوانایی های یادگیری، که سه فصل را شامل می شود: فصل اول زمینه همکاری های علوم مختلف را در ارتباط با ناتوانایی یادگیری تشریح می کند. فصل دوم، سیر تاریخی این رشته نوین را بررسی کرده و فصل سوم نیز کمک های دانش پزشکی را در همین رابطه به محک می کشد.

بخش (2) شامل 2 فصل و با فراگردهای تشخیص و درمان سر و کار دارد. تشخیص و آموزش بالینی، اجزاء توامان یک فراگرد مستمر در تلاش برای فهمیدن کودک و کمک به یادگیری او می باشند، در صورتی که هدف، کمک واقعی به کودک باشد هر دو بسیار مهمند. هرگاه تشخیص منتهی به آموزش نشود در پایان مرده است و آموزش بدون هدف روشن نیز چیزی جز اتلاف وقت و سرمایه نیست. تشخیص در فصل 4 مطرح شده و آموزش بالینی هم موضوع فصل پنجم است.

بخش (3) شامل 6 فصل و مروری است بر تئوری هایی که یک زمینه منطقی برای تصمیم گیری های تشخیص و آموزش فراهم می کنند. نقش تئوری در زمینه ناتوانایی های یادگیری در فصل ششم بحث شده است. تئوری های مربوط به رشد حسی – حرکتی و ادراکی – حرکتی موضوع فصل هفتم اند. تئوری های ادراک و حافظه در فصل هشتم، زبان در فصل نهم، رشد شناختی در فصل دهم و رشد عاطفی و اجتماعی و نضج نیز در فصل یازدهم مطرح شده اند. فصول 8 تا 11 شامل ضمائمی در مورد شمول پذیری و طراحی آموزشی تئوری هایی است که در فصول پیشین مطرح شده و نیز نمونه هایی از راهبردهای آموزشی که حاصل مطالعات نظری اند.

بخش (4) آخرین فصل کتاب را دربرمی گیرد و در مورد سازمان ها و تجهیزاتی که برای کودکان ناتوان در یادگیری به وجود آمده اند بحث می کند.

گفتنی است که برای ایجاد رابطه فکری بهتر با خواننده و کمک به حصول معانی خاص این کتاب، سعی شده مفاهیم برخی از اصطلاحات و واژگان به ایجاز توضیح داده شده و تعاریفی از آن ها به دست داده شود. بدین لحاظ فهرستی از اصطلاحات و تعاریف همراه با فهرست «واژگان و برابر نهاده ها» جزو ضمائم در پایان کتاب آمده است.

تایپ: علی اکبر ادهم ماراللو - تیر89




طبقه بندی: ناتوانی های یادگیری مقدمه،
[ شنبه 9 مرداد 1389 ] [ 09:29 ق.ظ ] [ علی اكبر ادهم ماراللو آموزگار ششم ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

موضوعات
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

فروش بک لینکطراحی سایتعکس