تبلیغات
متن كتاب های آموزشی

متن كتاب های آموزشی
همیاری 

ادراك شكل و جهت

            یك تحلیل جالب از ادراك توسط مانی به عمل آمده است، تحلیل وی با توجه به ارتباط جهان ادراكی اشیاء و جهان ادراكی حروف و كلمات می باشد. یك تعمیم ادراكی كه به وسیله كودكان در مرحله ی رشدی پیش از خواندن صورت گرفته است عبارت از «قانون ثبات شیئی» است. براساس این اصل كودك نتیجه گیری می كند كه اشیاء ذات و ماهیت خود را علی رغم وضعیت هایی كه در آن قرار می گیرند، یا جهاتی كه در آن متظاهر می شوند و یا تغییرات افزونی و كاستی جزئی كه در آن ها به وجود می آید، نگه می دارند. برای مثال، در نظر آنان، صندلی، صندلی است ولو آنكه به طرف چپ یا راست، جلو یا عقب برگردانده شود. طرف راستش بالا باشد و یا طرف چپش ، و یا حتی در این وجه كه مبله است یا تشكی اضافه دارد و یا یكی از پایه هایش احتمالا شكسته است. در تمامی این موارد باز هم صندلی است. كودك تعمیم های مشابهی نیز مثلا در مورد سگ ها، علی رغم قیافه ها، اندازه ها، رنگ ها، موهای مختلف آن ها بعمل می آورد. او همه آن ها را در همه موارد سگ می نامد.

            لكن وقتی كودك به هنگام كار با حروف و كلمات متوجه این واقعیت می شود كه تعمیم های او دیگر در این مورد صدق نمی كند. تغییر جهت برخی اشكال و یا حروف و علائم و یا افزودن و كاستن حتی یك خط كوجك و یا نقطه (مثل ب كه با افزودن نقطه هایی به صورت پ ت ث یا بـ یـ نـ تـ و ... در می آید) ذات و یا ماهیت آن ها را تغییر می دهد. اگر ما در نوشتن واژه ها،‌حروف را پس و پیش بنویسیم – مثلا «دار» را «راد» و «زرد» را به صورت «درز» ... – مفهوم آن عوض می شود. حادثه ای از این دست در خلال اعتصاب معلمان اتفاف افتاده بود. پسر بچه محصلی كه اختلالات ادراك جهت داشت وقتی چشمش به تابلوی اعلانات افتاد با تعجب پرسید اگر معلمان اعتصاب را رد كرده اند دیگر چه لزومی داشت كه آن را روی تابلو بنویسند؟ عبارت «در اعتصاب» را وی «رد اعتصاب» می خواند.

ادراك اجتماعی

            بخش های پیشین این فصل اختلالات مربوط به ادراك اشیاء و واقعه های مادی را مورد بررسی قرار داد.

            روان شناسان اخیراً توجه خود را به بعد دیگری از ادراك – كه ادراك اجتماعی است – معطوف كرده اند. مهارت تفسیر محركات محیط اجتماعی و ربط دادن چنین تعبیرات با شرایط اجتماعی، ادراك اجتماعی گفته می شود. در مقام مقایسه با تعداد پژوهش های انجام گرفته روی ادراك پدیده های فیزیكی، قلمرو ادراك اجتماعی تا حدودی نامكشوف و كم تحقیق مانده است. آن عده از كودكان كه در حصول داده های اجتماعی اشكالاتی نشان می دهند، نتیجتاً در یادگیری نحوه ی صدور داوری های اجتماعی و چگونگی تطبیق رفتار با شرایط اجتماعی دچار زحمت می شوند (جانسون و میكلباست 1967).

            (ط) پسری نه و نیم ساله ، كودكی است كه دارای ناتوانی در ادراك اجتماعی است. هوشبهر وی طی آزمون هوش (استنفورد – بینه) 127 می باشد. این نمره او را در زمره ی كودكان باهوش قرار می دهد. عملكرد او به ویژه در قسمت هایی كه نیاز به پاسخ های كلامی و استفاده از زبان دارد بسیار رضایت بخش است. ولی برعكس در آزمون ترسیم آدمك (گودناف – هاریس) نمره او در ردیف ششم از طبقه بندی مربوط به سن خود جای گرفته است .

            با این كه عملكرد (ط) در بسیاری از موضوعات درسی رضایت بخش است، لكن مشكلات بسیاری در حیطه ادراك اجتماعی دارد. معلمانش پیوسته اطلاع داده اند كه رفتار او در مدرسه هم عجیب و هم مختل است. معلم زبان او را به این خاطر كه وی به هنگام ارتكاب اشتباه دیگران، خنده و شعف غیر عادی از خود بروز می دهد از كلاس درس اخراج كرده است. معلم دیگری در گزارش خود می گوید كه او چنین می نماید كه به اعمال خلاف خود ناآگاه است، به طوری كه او با حرف های زیادی خود بیش از حد در سخن گفتن به حاشیه می رود، از این رو مورد پذیرش كامل سایر كودكان در كلاس نمی باشد. گزارش دیگری حاكی است كه (ط) دارای مهارت های توسعه یافته در زمینه اوضاع و موقعیت های اجتماعی نیست. گرچه وی می خواهد مورد پذیرش دیگران بوده و دوستانی داشته باشد، اما روش صحیح دوست یابی را نمی داند و به جای آن میل به ستیهندگی و ستیزه جویی با دیگر كودكان دارد. (ط) همچون دیگر كودكان ناتوان در ادراك اجتماعی، در انجام تكالیف ادراكی – حركتی و درك روابط فضایی نیز به نظر می رسد كه ضعیف باشد. روان شناس ضمن آزمون، عملكرد وی را در فعالیت های هماهنگی و اعمال ادراكی – حركتی ضعیف توصیف نموده است.

            مسائل رشد اجتماعی و راهبردهای آموزش رشد اجتماعی به طور مفصل در فصل یازده بحث خواهد شد.

خلاصه

            عناصر مختلف ادراك به یادگیری كمك می كنند، وجود نقیصه یا اختلال در هر یك از این عناصر ممكن است عامل اساسی ناتوانی یادگیری نزد كودك باشد. از آن جا كه ادراك مهارتی آموختنی است، فلذا اِعمال اثرات محیطی از طریق شیوه های آموزشی، می تواند یادگیری های ادراكی را بهبود بخشیده و یا تقویت نماید. تعدادی از راهبردهای آموزشی، كه در جهت پرورش مسیرهای ادراكی طراحی و تنظیم گردیده ، در قسمت دوم این فصل ارائه می شود.

حافظه

            وقتی محركی وارد شود، احساس و ادراك نیز به دنبال آن صورت می گیرد. در واقع این دو فعالیت ملازم هم دیگرند. حافظه آدمی وابسته به احساس ها و داده هایی است كه قبلا از طرف وی دریافت و ادراك شده اند و نیز توانایی ذخیره سازی و یادآوری تجربه هایی كه پیش از این، بر اثر مداخله محركی كه در حال حاضر موجود نیست،‌احساس و ادراك شده اند. حافظه همان صور ذهنی و بازخوانی آن هاست كه گاهی به «منظر ذهن» نیز تعبیر می شود. پیاژه (1968) حافظه را پدیده ای مربوط به رشد می داند كه بر روی مراحل یادگیری حركتی و ادراك آدمی بنا می شود.

-          یك موسیقی دان،‌سال ها پیش آهنگی تصنیف و اجرا كرده است و اینك انگار كه قطعه ای دل انگیز از آن را «می شنود».

-          یك آشپز اكنون كه می خواهد لیموئی برای ترش كردن غذا به كار برد، گویی مزه ی ترش آن را «می چشد».

-          یك نجّار، زبری سمباده ای را كه دیروز به كار گرفته، الان «احساس» می كند.

-          یك باغبان عطر شامه نواز گل  یاس را، تنها با تماشای جوانه های نورسته بر شاخ، «می بوید» ...

این ها نمونه های احساس و ادراكی است كه همه و همه فقط در «ذهن» اتفاق می افتد. مك كارتی توصیف می كند كه چگونه به كودك سه ساله ی خود كمك كرد تا كیفیت حافظه را بفهمد. او به كودك خود لفظ «ذهن» را با درخواست بستن چشم های خود با مثالی شبیه به این مثال یاد می دهد: چشم هایت را ببند، حالا به یك شیرینی مثلا نان خامه ای فكر كن، می توانی بگویی نان خامه ای تو چه شكلی است؟ كودك توضیح می دهد كه: «نان خامه یی من خیلی بزرگه، رنگش قهوه ای خوش رنگه و خامه اش از اطراف و وسط آن بیرون می ریزد». كودك رنگ و حجم آنرا می بیند،‌و حتی مزه ی گاز اول را هم كه به نان خامه ای زده، زیر دندان هایش احساس می كند. این نامه خامه ای در كجاست كه این گونه وضوح پیدا كرده است؟ پس از یك مقدار توضیح ، به كودك گفته می شود كه شیرینی تصوری وی در «ذهن» او قرار دارد.

      كودكان ناتوان در یادگیری مكررا در یادآوری قیافه ها و صداها دچار اشكال می شوند. خاطره ی تجربه های گذشته باید در ذهن باقی بماند و برای سازمان دادن و تفسیر تجربیات مورد مقایسه قرار گیرد. همین طور هر تجربه ای طرح خاص خویش را داراست و به صورت یك واحد مستقل، جدا از تجربه ها و یادگیری های قبلی است. مفهوم حافظه همان طور كه برای تجارب كلامی به كار می رود، برای تجارب غیر كلامی نیز مورد استفاده قرار می گیرد – برای مثال ناتوانی در یادآوری معنی صداهای مربوط به سگ ها، بوق ها، رنگ ها و صداهایی از این قبیل، با یادآوری مفاهیم نزد آنان معمولا با تظاهرات و تغییر حالات چهره همراه می شود. ناتوانی در یادآوری كلمات، جهات و گفته ها نیز مثال هایی از ناتوانی های یادآوری زبان است. مسائل حافظه می تواند به یك مسیر ادراكی خاص نظیر حافظه بینایی یا حافظه شنوایی ارتباط داشته باشد. مقوله های دیگری از حافظه وجود دارد كه می توان آن ها را به صورت حافظه طوطی وار، حافظه گذرا یا كوتاه مدت، حافظه توالی،‌و حافظه مانا یا بلند مدت مطرح ساخت.

            حافظه طوطی وار، حافظه طوطی وار تكرار ماشینی كلمات بدون فهم معانی آن هاست . كودكی كه حافظه طوطی وار دارد، حروف الفبا را بدون دانستن مفهوم آن ها یاد می گیرد و آن گاه كه به خانه برگشت فی المثل از مادر خود می پرسد «افلبا یعنی چه؟» كه منظورش همان الفباست.

            حافظه گذرا یا كوتاه مدت، به دنبال فعالیتی كسب می شود كه فرد به خاطر دلائلی نظیر امتحان اطلاعات دریافتی خود در ذهن خویش، فقط برای مدت زمان كوتاهی نگهداری كند. اعمالی همچون حفظ كردن اعداد و كلمات، پیگیری یك سری دستورهای محدود،‌یادآوری و بازسازی اشكال، یا هجی یك كلمه برای امتحان، مثال هایی در اكتساب حافظه گذراست. یافته های تحقیقی كه از كاربرد آزمون بدست آمده نشان می دهد كه كودكان ناتوان در خواندن در حافظه گذرای شنوایی و بینایی نیز از خود ضعف نشان می دهند (پاراسكه و وپولوس و كرك 1969) . كارول (1967) دریافت افرادی كه در یادگیری زبان خارجه ضعیف هستند در آزمون تكرار هجاهای بی معنی نیز پس از یك تاخیری كوتاه مدت ضعف نشان می دهند،‌در حالی كه افراد مستعد در یادگیری زبان خارجی در انجام این نوع آزمون دچار اشكال نمی شوند.

            حافظه توالی ، و آن پاسخ خودبخودی در مقابل یادآوری های خاص می باشد، مثلا گفتن روزهای هفته، عمل شمارش ترتیبی اعداد، نظم و ترتیب عناصر در موارد یاد شده از اهمیت اساسی برخوردار است، و یا این كه توالی كلمات در یك جمله، یك امر اساسی است. كودكی كه به صورت فاعل – فعل – مفعول جمله می سازد - «بچه می خواهد شیر» - احتمالا در حافظه توالی وی اشكالی وجود دارد.

            حافظه مانا یا بلند مدت، پیش از آن كه اطلاعات مورد نیاز یادآوری گردد لازم است كه یك دوره طولانی در ذهن باقیمانده و ذخیره شود. شواهد فیزیولوژیك چندی وجود دارد كه نشان می دهد حافظه های گذرا و مانا در سازه های متعددی در درون مغز بایگانی می شود (مگاون – 1967). پدیده به خاطر سپردن مطالب درسی كمی پیش از امتحان و فراموش كردن حجمی از آن مدتی پس از امتحان، برای بسیاری از دانش آموزان امری آشناست. حافظه مانا مستلزم توانایی جذب و همانند سازی، ذخیره كردن و به یاد آوردن اطلاعات در مواقع مورد نیاز است. این امر به مهارت فراگیر در شناخت هدف و مناسبات مطلب آموزشی و ربط آن به دانش گذشته وی بستگی دارد.

            برای یادگیری كارآمد، حافظه یك فرد در حیطه های مختلف عملكرد، باید به حسب عادت و به صورت خودكار پاسخ های متناسب با محرك را ارائه دهد. نمونه های چنین نوع پاسخ خود به خودی، شامل یادآوری كلمات به هنگام تكلم، قرار دادن كلمات تركیبی (نحوی) مناسب در جمله و به یاد آوردن كلمه به محض دیدن آن در موقع خواندن است. همچنین عامل های زیادی نیز روی حافظه تاثیر می گذارند: میزان دقت كودك، معنی دار بودن مطلب، علاقه به مطلب آموختنی،‌كمیت و كیفیت تكلیف و پر یادگیری از جمله آن هاست. پژوهش نشان می دهد كه عوامل محیطی مناسب و آموزش مطلوب كودكان را در بهبود نحوه ی یادآوری آن ها كمك می كند (ورگاسون 1968؛ وایزمن 1965).

خلاصه تئوری های ادراك و حافظه

            در این فصل، ادراك و حافظه را مرور كردیم، ملاحظه شد كه چگونه اختلال در حیطه های ادراك و حافظه در امر یادگیری كودكان مداخله دارد. جنبه های متعدد ادراك را به محك زدیم و دیدیم كه این جنبه ها شامل مفهوم مسیر ادراكی، مفهوم نظام های نیمه مستقل كاركرد مغزی، تئوری ادراك كل و جزء ، ادراك بصری، ادراك شنودی، ادراك هاپتیك، ادراك حس به حس، ادراك شكل و جهت،‌و ادراك اجتماعی بودند. اشتمال هر یك از این جنبه ها در مورد كودكانی كه ناتوانی های یادگیری دارند تحلیل شد. همچنین اثر حافظه و اختلالات آن بر روی یادگیری بررسی شد. یك نتیجه مهم این بود كه یادگیری در این حیطه ها می تواند با استفاده از آموزش مطلوب و بهبود شرایط محیطی توسعه پذیرد.

            یكی از نتایج مسائل ادراكی و حافظه كه كودكان در یادگیری با آن روبرو می شوند این شد كه جستجو برای كشف بهترین روش آموزش یك مطلب، نظیر خواندن در مورد همه كودكان یك جامعه، یك مدرسه و یا حتی یك كلاس جستجویی بی فایده و عبث است. روشی كه برای یك كودك پر ثمر است ممكن است روش مناسبی در یادگیری كودكان دیگر نباشد. آن چنان كه هر كودكی در هیات خود با دیگران متفاوت بوده و از نظر شخصیت، هوش و رشد حركتی نیز موجودیگانه ای محسوب می شود، به همان نحو نیز در امر یادگیری با دیگران متفاوت می باشد. برای مثال، شیوه آموزش صوتی، برای كودكی كه دارای نقیصه شدید در مسیر شنوایی است نمی تواند موفقیت آمیز باشد. در واقع ، ادامه كاربرد چنین شیوه ای در مورد كودكی كه «نمی تواند بشنود» و یا نمی تواند صدای حروف را تشخیص دهد حتی او را به سوی نتایج نامطلوب نیز نظیر: ناكامی، شكست و تنفر از مدرسه و خواندن و معلم، سوق خواهد داد. برای چنین كودكی، آموزش از مسیر ادراكی بهینه، پیشرفت های زیادی را به همراه می آورد. اگر او می تواند از مسیر حس بینایی یا لامسه بهتر بیاموزد، روش های معطوف به این نوع مسیرهای حسی باید مورد استفاده باشد، و یا چنان چه یادگیری از مسیر ادراكی قوی صورت می گیرد، آموزش ها باید طوری تدوین شود كه موجب رفع دیگر نقیصه ها گردد. بدین معنی كه نظام ادراكی آسیب یافته طوری باید تقویت شود تا سرانجام برای امر فراگیری كارآمدترین مسیرها شود.

راهبردهای آموزشی

            بخش دوم این فصل راهبردهای آموزشی برای كمك به كودك را دارد و حیطه یادگیری: ادراكی و حافظه ارائه می نماید. اندیشه های ارائه شده صرفا نماینده فعالیت هایی هستند كه برای توسعه هر یك از خرده مهارت ها می تواند مورد استفاده باشد. این تمرینات به صورت نمونه هایی منتخب از تمرینات دامنه داریست كه در برنامه های ناتوانی های یادگیری كاربرد دارد.

            بسیاری از كودكان ناتوان در یادگیری با این كه هیچ گونه ضایعه اساسی در اندام های حسی خود ندارند، در یك دنیای ادراكی نامطلوب زندگی می كنند. از این رو نمی توانند احساس هایشان را به طرزی بهنجار تعبیر و تفسیر كنند. آن ها نمی توانند بسان دیگران بشنوند،‌ببینند،‌احساس كنند یا تحریك های حسی را در محیط دور و بر خود یگاه سازند. این نوع نابهنجاری در اندام حسی آن ها نیست،‌بلكه در ادراكی است كه از تحریك آن اندام ها حاصل می شود. ادراك شنودی در مغز انجام می گیرد و نه در گوش ، به همین ترتیب ادراك بینایی هم در مغز انجام می گیرد و نه در چشم. شواهد فراوانی وجود دارد كه اختلالات ادراكی عوامل مهمی در شكست یادگیری به ویژه در مراحل اولیه دوران تحصیل محسوب می شود. اصطلاح كودك معلول ادراكی از نابهنجاری هایی كه این نوع كودكان در ادراك خود دارند ریشه می گیرد.

            تمرینات ادراكی پیشنهاد شده در این بخش به حیطه های زیر تقسیم بندی شده اند:‌ادراك بینایی، ادراك شنودی، ادراك هاپیتك، و ادراك حس به حس . راهبردهای آموزش نماینده فعالیت هایی است كه از مدل های مفهومی ادراك و ناتوانی های یادگیری منتج شده اند. علاوه بر این فعالیت های دیگری نیز می شود در این زمینه ابداع نمود . طبقه بندی این تمرینات تا حدودی اختیاری است. از این رو با سایر فراگردها و حیطه های یادگیری انطباق دارند.

ادراك بینایی

            مطالعات بیشماری ثابت كرده اند كه ادراك بینایی كاملا با تكالیف آموزشگاهی، به ویژه خواندن،‌ارتباط دارد. مولفان و مطالعه گران چندی تعدادی از خرده مهارت های ادراك بینایی را ضروری یافته اند. فراستیگ (1968) پنج كاركرد ادراك بینایی را تعیین كرده است: تطابق بینایی – حركتی، ادراك نقش، ثبات ادراكی، ادراك وضع در فضا و مكان و ادراك روابط فضایی – مكانی.

            در مطالعه اعمال تمییز بینایی به منظور پیش بینی پیشرفت خواندن در كلاس اول بارت نتیجه گرفت كه در امر پیش بینی سه عمل تمییز بینایی كمك موثری می كند: توانایی خواندن حروف و اعداد، توانایی كپی اشكال هندسی، و توانایی جور كردن كلمات. مطالعه دهیرش (1966) به همین سان نشان داد كه تعدادی اعمال ادراك بینایی به طور موثری به تهیه شاخص خواندن كمك می كند. این اعمال شامل: پاسخ گویی به آزمون گشتالتی بینایی – حركتی بندر، جور كردن كلمات، جور كردن حروف، و بازشناسی كلمه است. جالبت تذكر داده شود كه اغلب این پیش بینی ها، بیش از آن كه به مهارت های ادراك بینایی مربوط شوند به مقوله مهارت های خواندن نزدیكترند. حیطه شمول این مطالعات آن است كه آموزش مستقیم ادراك بینایی، منتهی به بهبود و توسعه فراگیری تحصیلی می شود. البته در پیش بینی شكست خواندن، علت و معلول نشان داده نمی شود، و ممكن است بسیاری از عوامل تشخیص داده شده ماهیتا در حیطه بینایی نباشد. با این وصف به نظر می آید كه ، آموزش مستقیم مهارت های ادراك بینایی روش اطمینان بخشی باشد. ذیلا مجموعه ای از فنون طراحی شده برای بهبود ادراك بینایی آورده می شود:

1-     طراحی روی تخته با میخ، كه در آن برای به وجود آوردن طرح های اشكال هندسی از میخ های رنگی روی صفحه تخته ای استفاده می شود.

2-     قطعات كف پوش، كودك باید نمونه هایی با استفاده از قطعات كفپوش و یا پاركت بسازد.

3-     طراحی با مكعب های چوبی كودك با استفاده از مكعب های چوبی و یا پلاستیك یك رنگ و یا مكعب هایی كه هر سطح آن به رنگ خاصی است به ساخت اشكال هندسی یا كپی كردن از روی آن ها به عنوان مدل مبادرت می ورزد.

4-     پیدا كردن برخی اشكال در تصاویر، در این طرح كودك سعی می كند اشكال مدور، مربع و مستطیل ... ، را در داخل تصویر پیدا كرده ، علامت گذاری كند.

5-     طراحی با منجوق (یا دانه های تسبیح)، از كودك خواسته می شود مطابق نمونه ی داده شده، منجوق های رنگی را نخ كند و یا خودش نمونه های دیگری بسازد.

6-     قطعات معمایی، معلم قطعات معمایی را هم می تواند بسازد و هم می تواند از نوع تجاری آن استفاده كند. با قرار دادن این قطعات در برابر كودك، از وی خواسته می شود كه به حسب موضوع (افراد، اشیاء حیوانات،‌اشكال،‌اعداد ، حروف) آن ها را تنظیم و تكمیل كند.

7-     طبقه بندی، به كودك بگویید اشكال هندسی در اندازه ها و رنگ های مختلف را گروه بندی نماید. اشكال را می توان از چوب یا مقوا بریده داخل یك كارتن مقوایی قرار داد.

8-     طراحی با نوار لاستیكی، كودك را وادارید كه اشكال هندسی ارائه شده را با استفاده از نوارهای لاستیكی كه از میان ردیف میخ های روی تخته عبور می دهد كپی كند.

9-     كاغذهای طراحی، برای این كار از كاغذهای كربنه می توان استفاده كرد كه در صفحه ی رویی آن طرح هایی برای آموزش مهارت های ادراك بینایی تدارك دیده شده است: «اشكال و اشیاء متفاوت را پیدا كنید، اشیاء مشابه را تشخیص دهید، اشیای كه دارای وضعیت های فضایی متفاوت هستند پیدا كنید و اشكال و اعداد خارج از زمینه را جدا كنید.» برای استفاده مجدد از این كاغذها از یك صفحه آستات (ملح جوهر سركه) برای پاك كردن اثر طرح های قبلی می توان سود برد.

10- جور كردن اشكال هندسی، اشكالی را روی كارت هایی بكشید و بعد بازی هایی ترتیب دهید كه مستلزم جور كردن این اشكال باشد. بطرهایی با احجام مختلف و درپوش های متفاوت را نیز می توان برای این كار به كار برد. در پوش ها را قاطی كنید و بعد به كودك بگویید كه در هر یك از بطری ها را پیدا كند.

11- بازی های دومینو، یك بازی مشابه دومینو را می توانید با ساختن یك سری كارت با استفاده از كاغذ سمباده ، نمد، برچسب با علائم نقاشی شده ای روی آن ها كه بایستی جور شوند، ترتیب دهید.

12- كارت های بازی، یك دست ورق مخصوص بازی آموزشی، فرصت بسیار خوبی را برای جور كردن خال ها، تصاویر، شماره ها و سری فراهم می كند.

13- حروف و اعداد، ادراك بینایی و تمیز حروف، یكی از مهارت های مهم آمادگی خواندن است. بازی هایی كه امكاناتی برای جور كردن، طبقه بندی و تطبیق یا نام گذاری اشكال و تطبیق آن ها با حروف و اعداد فراهم می سازند برای این كار سودمندند.

14- حروف بینگو، كارت های بینگو را می توان با حروف ساخت. وقتی حروف نامبرده می شوند، كودك آن را بازشناسی كرده و روی آن حرف را می پوشاند.

15- پیدا كردن قسمت های افتاده، تصاویری از مجلات انتخاب كرده و قسمت های مهم آن را ببرید. كودك با استفاده از انبوهی از تكه های بریده شده، باید آن قسمت افتاده در هر تصویر را تكمیل كند.

16- ادراك بینایی كلمات، توانایی دریافت كلمات بی شك ارتباط كامل با خواندن دارد. بازی های جور كردن، دسته كردن، گروه بندی، علامت گذاری،‌و رسم اشكال هندسی و حروف می تواند برای كلمات به كار برده شود.

17-  میزان ادراك، با استفاده از دستگاه محرك بینایی «تاچیستوسكوپ» یا كارت های آموزشی می توان مدت زمانی كه كودك نیاز به بازشناسی تصاویر، اشكال، اعداد ، كلمات دارد كاهش داد.

18-  ادراك بینایی با فاصله، استفاده از پروژكتور اورهد و یك پرده برای تمرین فاصله دار در این نوع ادراك بینایی مفید است. اشكال و حروف را می شود از طلق های شفاف رنگی هم برید. برای ایجاد نقش و زمینه نیز می توان از طرح هایی كه روی اشكال (نقش) قرار داده می شوند استفاده كرد.

 

ادراك شنودی

            هر چند كه بیشترین تاكید در ایجاد مهارت های آمادگی روی ادراك بینایی است. با این حال، باید به ادراك شنودی و نقش قاطع آن در یادگیری كاملا آگاه باشیم. برای طراحی راهبردهای آموزشی در جهت پرورش مهارت های ادراك شنودی، دانستن خرده مهارت هایی كه در ساختمان این ادراك به كار رفته برای تشكل مراحل بعدی این خرده مهارت ها ضروری است. مسینگ (1968) هشت مقوله مهارت های ادراك شنودی را از هم تفكیك كرده است كه عبارتند از: آگاهی شنودی، تمركز شنودی، نقش و زمینه شنودی، تمییز شنودی، حافظه شنودی، تقطیع شنودی، یگانه سازی و تركیب شنودی و بالاخره بازخورد (كنترل و تصحیح) شنودی. فلاور (1968) فراگردهای شنوایی مشابهی را تشخیص داده است: حساسیت شنودی، دقت شنودی، تمیز شنودی، حافظه شنودی، یگانه سازی شنودی، یگانه سازی دیدشنودی. فلاور پیشنهاد كرد كه این نوع سلسله مراتب خرده مهارت های ادراك شنودی، مشكلات متعددی را پیوسته برای طراحی آزمون ها و نیز روش های آموزشی به وجود می آورد.

            نخست این كه هم در آزمون و هم در آموزش، هر خرده مهارت شنوایی در عمل، با سایر فراگردهای یادگیری درگیر است. دومین مشكل این است كه بعضی از كودكان كه در عملكردهای تحصیلی موفق می شوند در پاسخ به آزمون های معین شنوایی شكست می خورند. سوم این كه بازآموزی یك خرده مهارت شنوایی و ارتباط آن با بهبود وضع تحصیلی آشكارا ثابت نشده است.

            پژوهش ها در باره ارتباط بین نقیصه های ادراك شنودی و پیشرفت تحصیلی چه نتیجه ای را داده اند؟ پژوهش دهیرش (1966) نشان داد كه دو نوع آزمون ادراك شنودی كمك موثری به فراهم شاخص خواندن می كند:آزمون تمییز شنودی و پمن و تقلید آزمون نمونه های بیانی ضبط شده. لازم به تذكر است كه این آزمون ها فقط ادراك شنودی را مورد ارزیابی قرار نمی دهند، بلكه سایر فراگردهای یادگیری چون حافظه گذرا را نیز اندازه می گیرند. دیكسترا (1966) دریافت كه پنج نوع آزمون تمییز شنوایی، كمك موثری در پیش بینی پیشرفت خواندن می كنند:

1-      تمییز بین كلمات محاوره ای كه با صداهای یكسان و متفاوت شروع می شوند

2-      پیدا كردن عناصر قافیه ساز در آخر كلمات

3-      تشخیص تلفظ صحیح كلمات

4-      به كارگیری نشانه های شنودی با نشانه های مطلب در تشخیص كلمات ناآشنا

5-      بازشناسی متشابهات و تفاوت ها در حروف بی صدای آخر كلمات و قوافی انتهایی.

گفتنی است كه این آزمون ها علاوه بر ادراك شنودی به فراگردهای دیگری نیز نیازمند است. تحقیق با آزمون ITPA نشان می دهد كه كودكان ناتوان در خواندن در سوالات مربوط به حافظه ی گذرای شنوایی و اكمال دستوری ضعیف عمل می كنند.

علی رغم فقدان مدارك روشن در جهت نادرستی دانش ما در باره ی خرده مهارت های ادراك شنودی، صاحب نظران توافق دارند كه ادراك شنودی یك عامل اساسی در یادگیری بوده و كودكان را بایستی بریا كسب این مهارت ها یاری نمود. آن چه می آید مجموعه ای است از راهبردهای آموزشی كه برای بهبود شنوایی و ادراك شنودی كودكان طراحی شده است:

الف- حساسیت شنوایی اصوات

1- گوش دادن به اصوات كودكان را با چشمان بسته وا دارید كه به اصوات محیطی خود گوش تیز كنند. صداهایی نظیر صدای ماشین ، هواپیما، حیوانات ، صدای آدم های بیرون محوطه، صدایی كه از اتاق مجاور می آید می تواند برای تشخیص آن ها مورد استفاده باشد.

2- صداهای ضبط شده، اصوات را می توان روی نوار ضبط كرد و از كودك خواست كه آن ها را تشخیص دهد. صداها ممكن است مربوط به هواپیما، قطار ، حیوانات، ماشین تحریر و چیزهای دیگر باشند.

3- اصواتی كه معلم خود ایجاد می كند، كودكان را با چشمان بسته نگه می داریم و از او می خواهیم كه صداهای مختلف را تشخیص دهد: صدای افتادن مداد، پاره كردن كاغذ ، صدای دندانه های شانه، زدن توپ به زمین،‌تراشیدن مداد، ضربه آهسته به شیشه، باز كردن پنجره، تلنگری به لامپ،‌ورق زدن كتاب، بریدن قیچی، كشیدن یك كشو، انداختن سكه، نوشتن روی تابلو مثال های  این موردند.

4- صداهای مربوط به خوردنی ها، از كودك بخواهید كه به صدای گاز زدن و جویدن و خوردن انواع خوردنی ها توجه كند و بگوید چه نوع غذایی تكه تكه شده یا بریده یا خورده می شود: كندن برگ كاهو، گاز زدن سیب. جویدن هویج، شكستن تخمه،‌بریدن هندوانه، آب لیمو كردن انار، جویدن قند، خوردن سوپ مثال های این قسمت هستند.

5- صدای به هم زدن چیزهای سخت، چیزهای سخت مانند سنگ، لوبیا، چوب،‌دانه های تسبیح ، شن یا برنج را در داخل ظروف كوچك یا درون بطری قرار دهید. دور آن ها را بپوشانید تا اشیاء داخل دیده نشوند، آنگاه ظروف را تكان داده و اشیاء را به هم بزنید. كودك با گوش دادن به صداها باید تشخیص دهد كه چه چیزی داخل ظرف است.

ب – دقت شنوایی

6- دقت به نمونه های صدا، به كودك بگویید چشمانش را بسته نگه دارد و یا نشسته و رویش را از معلم برگرداند. چند بار كف بزنید، چند ضربه روی میز بزنید،‌توپ را چندبار به زمین بزنید و ... از كودك بخواهید كه بگوید این حركات چند بار تكرار شد و یا از او بخواهید عین آن حركات را تكرار كند. می توان در تكرار حركات از ریتم مشخصی استفاده كرد. مثلا ضربه آهسته، ضربه معمولی، ضربه تند.

7- نمونه های دو صدایی، می تواند تنوعی در حركات بالا ایجاد كند. برای مثال می توان از صدای به هم خوردن قاشق به فنجان و ورق زدن كتاب به طور هم زمان استفاده كرد.

ج- تمییز اصوات

8- دور یا نزدیك، با چشمان بسته كودك باید حدس بزند كه صدا از كدام گوشه اتاق می آید، و نیز دوری و نزدیكی صدا را تشخیص دهد.

9- بلند یا آهسته، به كودك كمك كنید تا اصوات بلند از آهسته را تمییز دهد و بین آن ها تفاوت قائل شود.

10- زیر و بم، به كمك تمریناتی كودك بین اصوات زیر یا بم تمییز قایل شده و آن ها را مقایسه می كند.

11- كشف صدا، یكی از بچه ها یك جعبه موزیك و یا ساعتی را كه تیك تاك می كند در محلی مخفی می سازد، بچه های دیگر با جهت یابی محل سعی می كنند آن را پیدا كنند.

12- تعقیب صدا، چند تن از كودكان در حالی كه راه می روند و هر كدام سوتی به لب دارند و براساس ترتیب خاصی به نوبت آن را به صدا درمی آورند. كودك مورد آزمایش باید با تعقیب آن ها تشخیص دهد كه سوت بوسیله كدام یك از آن ها نواخته می شود و مسیر آن كودك را تعقیب نماید.

13- با چشم بسته بگو ، چند نفر از كودكان در حالی كه دور هم نشسته اند، چشم یكی از اعضاء گروه را می بندند آن گاه یكی از بچه ها چیزی می گوید، مثلا جمله ای ، سوالی، عبارتی و یا صدای یكی از حیوانات را تقلید می كند. كودك چشم بسته باید بگوید كه گوینده چه كسی است.

14- نقش و زمینه شنوایی، این تمرین در جهت كمك به كودك برای توجه به صدای اصلی در مقابل اصوات همراه و بی ارتباط محیطی است. بدین منظور او را وادارید كه همزمان با پخش یك قطعه موسیقی به یك محرك شنوایی مناسب و مورد نظر گوش فرا دهد.

آگاهی به واج ها یا صداهای حروف

            برای موفقیت در مراحل آغازین خواندن، كودك باید صدای واج های هر زبان را درك كند. چرا كه لازم است هر صدای زبان را كه با یك شكل حرفی از دیگر صداها متمایز می شود تمییز دهد. این توانایی ها برای كشف رمز (كد برگردانی) صورت نوشتاری زبان ضروری است.

15- صامت های اول كلمات، با ادای كلمه «مَرد» از كودك بخواهید كه بگوید كدام یك از كلمات: دوچرخه، مگس،‌نردبام مثل كلمه اوّل شروع می شود. از كود بخواهید كه كلماتی بگوید كه مثلا با «تاب» شروع می شود. یا تصاویر كلماتی را كه با «تاب» شروع می شود پیدا كند. باز از كودك می توانید بخواهید كه عكس تمام كلماتی را كه با حرف «ت» شروع می شود از داخل صفحات یك مجله پیدا كند. یا فهرستی از كلمات به او بدهید و از كودك بخواهید كلمه ی ناجور را پیدا كند. مثلا این كلمات: پدر، پهلو، تاجر ، پارو.

16- صامت های امتدادپذیر، دو حرف هم صدا، آخرین حروف كلمات، صائت های اوّل، تمرینات مشابهی را می شود برای كمك به كودك در یادگیری دریافت شنودی و تمییز دادن سایر عناصر صوتی ترتیب داد.

17- كلمات هم قافیه، برای آموزش شنیدن كلمات هم قافیه به كودك در بازشناسی آوا نگاشت ها كمك كنید. تمریناتی كه در مورد صامت های اول كلمات گفته شد برای كلمات هم قافیه هم می تواند مفید باشد. شعرهای كودكان، لالایی های و متل های قافیه دار نیز در این مورد سودمند است.

18- قافیه های چیستان، چیستان های قافیه دار بسازید. از كودك بخواهید كه آخرین كلمه هم قافیه را حدس بزند. برای مثال: هم قافیه است با «رُك» مرغ به دانه می زند .... (نُك).

19- تمرینات اضافی دیگری نیز در مورد توسعه ادراك شنودی اصوات حروف و كلمات در فصل 9 ذیل مهارتهای گوش دادن ارائه گردیده است.

ادراك هاپتیك: مهارت های لمسی و عضلانی

            در مورد كودكانی كه به سهولت نمی توانند از مسیرهای بینایی و شنوایی یاد بگیرند، ادراك هاپتیك راهی برای یادگیری می گشاید. تمرینات زیرین نمونه ی فعالیت هایی است كه برای تحریك ادراك لمسی و عضلانی طراحی شده است.

1- لمس و احساس مواد گوناگون، كودك را وادارید كه مواد مختلفی نظیر تخته صاف، فلز، سمباده،‌نمد، پشم ، اسفنج، سطوح مرطوب، میوه ها و غیره را لمس و آن ها را به احساس درآورد.

2- لمس كردن تخته ها، این تخته ها از قطعات چوبی كه مواد مختلفی به آن ها نصب شده درست شده اند و كودك بدون نگاه كردن آن ها را لمس می كند و قطعات مختلف را از هم تمییز داده و جای آن ها را روی تخته پیدا می كند.

3- احساس اشكال، قطعات مختلفی به صورت اشكال هندسی یا حروف را می توان بر روی تخته و نمد قرار داد. كودك باید ضمن لمس آن ها را تمییز دهد، جور كند، و یا تشخیص دهد. این اشكال را می توان از پلاستیك، چوپ، مقوا و خاك رس تهیه كرد.

4- احساس درجه حرارت، با ریختن آب در داخل یك بطری كوچك مفهوم گرم، داغ، ولرم و سرد را به كودك می توان یاد داد.

5- احساس اوزان، چند پاكت كوچك را در سطوح مختلف از لوبیا،‌برنج و چیزهای دیگر پر كنید. كودك باید با سبك و سنگین كردن آن ها،‌پاكت ها را برحسب سنگینی شان ردیف كند.

6- بو كردن ، مواد معطری را در داخل ظروف كوچك شیشه ای بریزید (مثلا از هل، دارچین، سركه، آبلیمو و غیره می توان استفاده كرد) . كودك با بو كردن باید آن ها را تشخیص داده و شیشه های هم مواد را پهلوی یك دیگر قرار دهد.

7- بوده خوانی ، در كف دست كودك با نوك انگشت علائم،‌اعداد یا حروفی ترسیم كنید. از او بخواهید كه نام آن ها را تشخیص دهد و یا روی كاغذ آن علائم را بازسازی كند.

8- دریافت لمسی، به كودك بیاموزید كه از راه لمس اشكال، اعداد و حروف برجسته نام آن ها را تشخیص دهد.

9- كورمالی (تشخیص ندید)، اشیاء گوناگونی را در داخل كیسه یا جعبه قرار دهید. به كودك بگویید كه از راه دست مالیدن اشیاء داخل آن را مورد شناسایی قرار دهد.

10- تنظیم لمسی، كودك باید با چشم بسته اشیایی با اندازه های مختلف را برحسب اندازه آن ها مرتب كند.

11- جور كردن لمسی، با لمس چیزهای مختلف ، برحسب ماده و شكل آن ها كودك باید چیزهای جفت را یافته و پهلوی هم بگذارد. در این قسمت از مواد مختلفی كه روی چوب، سنگ و پلاستیك چسبانیده می شود می توان استفاده كرد.

12- تمرینات بیشتر برای توسعه ادراك عضلانی در فصل 7 تحت عنوان تن آگاهی و نقش اندام ها درج گردیده است.

 ادراك حس به حس

            در مورد بسیاری از كودكان ، دشواری یادگیری یا به علت ناتوانی در تحویل و تبدیل اطلاعات از یك مسیر ادراكی به مسیر ادراكی دیگرست و یا ناتوانی در یگانه سازی دو مسیر ادراكی است. اكثر تكالیف تحصیلی مستلزم یك ادراك بین حسی و یا ادراك حس به حس است. در زیر فعالیت هایی عرضه می شود كه نیاز به دو مسیر ادراكی دارند تا توأمان و مشتركا عمل نمایند.

1- بینایی به شنوایی، كودك پس از توجه به یك نمونه نقطه و خط آن را به صورت موزون روی طبل تكرار كند.

2- شنوایی به بینایی، این تمرین تا حدی عكس تمرین قبلی است. در این جا كودك را راهنمایی كنید كه به یك قطعه موزون گوش فرا دهد. وی باید از میان تصاویر مختلفی از نقطه و خط، نمونه ای را كه از نظر بینایی با آن قطعه مناسبت دارد انتخاب كند.

3- شنوایی به حركتی – بینایی، به كودك بگویید كه به یك قطعه موزیك گوش فرا دهد آن گاه شنیده هایش را با ترسیم نقطه و خط منطبق با آن، روی كاغذ به شكل بصری نشان دهد.

4- شنوایی – كلامی به حركتی،  برای این كار از بازی های مشابه «بابام میگه» استفاده كنید. كودك با شنیدن دستورات و ادراك آن، دستورات ارائه شده را به حركت اندام های مختلف بدن منتقل می كند.

5- لمسی به بینایی – حركتی، كودك با كورمالی اشیاء در داخل یك جعبه یا زیر یك سرپوش، احساس خود را از شكل اشیاء روی یك تكه كاغذ ترسیم می كند.

6- شنوایی به بینایی، صدای چیزهای مختلف،‌حیوانات اهلی، وسائل خانگی و غیره را ضبط كنید. پس از پخش آن كودك باید صدای هر چیز را با تصویر همان مطابقت دهد.

7- تقطیع نام ها، هجاهای نام كودكان را به صورت بلند و كوتاه درآورده و با عدد مشخص كنید و بعد به صورت آهگ به ضربه های روی طبل منتقل كنید،‌مثلا فرض كنید نام یكی از كودكان ، سلیمان دور اندیش، است. تقطیع آن به این صورت درمی آید:

از كودك بخواهید نام كودكی كه روی طبل زده می شود چیست؟ ترانه ها و متل ها را هم می توان به صورت بالا در آورد.

8- بینایی به شنوایی – كلامی، كودك را وادارید كه به تصاویری نگاه كند. مثلا از او بپرسید: كدام با «فِ» شروع می شود؟ كدام با «كُت» هم قافیه است؟ كدام یك در نام خود «اِ» دارد؟

9- شنوایی – كلامی به بینایی، تصویری را به كودك توضیح دهید. سپس از او بخواهید تا تصویر مودر وصف شما را از بین تعدادی تصاویر پیدا كند.

حافظه

            حافظه تقریبا در تمام یادگیری ها نقش اساسی را ایفاء می كند. همان طور كه گفته شد حافظه به قدرت ذخیره اطلاعاتی مربوط می شود كه از طریق حس و ادراك آموخته می شود؛ و نیز به توانایی بازخوانی آن اطلاعات به هنگام نیاز نیز اطلاق می گردد. مبحث حافظه با مجموعه ای از اصطلاحات و مهارت های متعدد توصیف می شود كه از آن جمله صورتگری ذهنی، بازیافت،‌ فراخنای یاد، حافظه شنودی، حافظه بینایی،‌حافظه توالی یا پیایند، حافظه گذرا، حافظه مانا. با اضافه كردن این نكته كه مبحث حافظه و آزمون آن، بدون در نظر گرفتن سایر فراگردهای یادگیری به تنهایی كار مشكلی است.

            به سبب آن كه حافظه در هر جنبه ای از یادگیری نقش حیاتی دارد. بدیهی است كه نارسایی در كاركرد آن بسیار از حیطه های فراگیری را كند می كند. با این حال، پژوهش های اندكی انجام گرفته تا ثابت كند كه حافظه را می توان از راه تمرین توسعه داد. چلفانت و شفه لین (1969) اظهار می دارند كه ظاهرا می توان از راه بهبود فنون مشاهده ی هدایت شده، برنامه ریزی و تنظیم مواد آموزی‌، و تكرار و تمرین،‌در ذخیره سازی و یادآوری انواع خاصی از اطلاعات تسهیلاتی به وجود آورد. راهبردهای آموزشی زیرین، نمونه ی فعالیت هایی هستند كه برای تمرین اعمال حافظه طراحی شده اند. این تمرینات با اكثر تمریناتی كه در سایر حیطه های یادگیری عمل می شود همخوانی و تطابق دارد.

حافظه شنودی

1- انجام بده. پنج یا شش شیئی را در مقابل كودك قرار بدهید و بعد دستوراتی بدهید كه انجام دهد. مثلا: آن قطعه سبز را در دامن ژاله بگذار، گل زرد را زیر صندلی جواد بگذار، توپ نارنجی را در نیمكت محس قرار بده. تعداد اشیاء به موازات توسعه حافظه شنوایی كودك می تواند افزایش یابد.

2- پیگیری دستورات،تكالیف ساده ای را به كودك گوشزد كنید كه انجام دهد مثلا : دایره ی بزرگ قرمز رنگی را روی كاغذ ترسیم كن؛ دایره كوچك سبز رنگی را پایین مربع بگذار. با رنگ سیاه خطی از وسط دایره به گوشه راست بالای مربع بكش. این تمرینات را می توان با استفاده از گوشی و دستورات ضبط شده نیز انجام داد.

3- كودك را یاری دهید تا تعدادی عدد یا لغات ساده را به خاطر بسپارد، ابتدا با دو عدد یا كلمه شروع كنید و كودك باید آن ها را تكرار كند؛ به تدریج تعداد را افزایش دهید. در بدو امر استفاده از علائم تصویری كه محرك حافظه ی بینایی است می تواند موثر و مفید باشد.

4- یادگیری لالایی ها‌، اشعار و مثل ها، بازی های انگشتی و غیره، می تواند در توسعه حافظه شنودی مفید باشد.

5- یك سری عدد به كودك بدهید و از وی بخواهید به پرسش هایتان پاسخ دهد. برای مثال،‌«چهارمین عدد را بنویسید: 11 ... 4 – 2 – 1» سایر دستورات می تواند این ها باشد: بزرگ ترین، كوچك ترین ،‌نزدیك ترین عدد به ...، آخرین عدد،‌عددی كه به سن شما نزدیك تر است و پرسش هایی از این قبیل.

6- از كودك بخواهید كه پس از تماشای یك برنامه تلویزیونی امور معینی را به خاطر آورد. مثلا: امشب برنامه سفرهای سند باد را تماشا كن و فردا به من بگو كه او این بار از چه سرزمینی دیدن كرده است و ... .

7- بازی های لفظی بی پایان، این بازی ها می تواند از این قبیل باشد:‌یكی از بچه ها جمله ای می گوید ،‌ مثلا «من دریا را دوست دارم» دومی باید با تكرار آن كلمه دیگری به آن بیفزاید و بازی به همین نحو ادامه می یابد از تصاویر نیز در جهت كمك به حافظه شنودی می توان استفاده كرد.

حافظه بصری

8- مجموعه ای از ابزار را به كودك نشان دهید. آن گاه روی آن ها را پوشانده یكی از وسائل را بردارید. از نو مجموعه را نشان دهید. از كودك بخواهید وسیله ی گمشده را پیدا كند.

9- تعداد طرح های هندسی، حروف و اعداد را به كودك نشان دهید. از كودك بخواهید كه پس از توضیح شما قطعه مورد نظر را از بین قطعات مختلف پیدا كند. در مورد دیگر پس از ارائه طرح های هندسی و حروف و اعداد می توانید روی آن ها را بپوشانید و از كودك بخواهید كه آن ها را روی كاغذ بیاورد.

10- مجموعه محدودی از اشكال، طرح ها، یا اشیاء را به كودك نشان دهید. به كودك بگویید كه مشابه همان قطعات را از بین وسائل دیگر پیدا كرده و با همان نظم بچیند. ورق های بازی ، قطعات رنگی،‌قطعات منقوش ، یا انواع كاشی ها و سرامیك برای این چنین تمریناتی می تواند مفید باشد.

11- ارائه تحریكات بینایی (به وسیله تاچیستوسكوپ) یا كارت های آموزشی، می تواند برای یادآوری طرح ها،‌اعداد ، حروف یا كلماتی كه دیده می شوند مورد استفاده قرار گیرد.193

تایپ: علی اکبر ادهم ماراللو – شهریور89




طبقه بندی: ناتوانی های یادگیری فصل هشتم 2،
[ جمعه 12 شهریور 1389 ] [ 07:49 ب.ظ ] [ علی اكبر ادهم ماراللو آموزگار ششم ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

موضوعات
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

فروش بک لینکطراحی سایتعکس